انجمن تفریح و سرگرمی خانوم خانوما




دکتر خسرو فرشیدوردزمان کنونی: 24-08-2019، 04:33 AM
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: خانوم خانوما
آخرین ارسال: ziba
پاسخ 3
بازدید 1712

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دکتر خسرو فرشیدورد
30-10-2013، 10:57 AM, (آخرین ویرایش در این ارسال: 30-10-2013، 05:13 PM، توسط خانوم خانوما.)
ارسال: #1
دکتر خسرو فرشیدورد
این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست!


[تصویر:  75514_649374911750463_154779643_n.jpg]
دکتر " خُسرو فرشیدوَرد" شاعر و نویسندۀ گرانقدر، چندین روز پیش در خانۀ سالمندان نیکان به دیار باقی شتافتند ؛ شعر زیبای " این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست" از سروده های این بزرگمردِ وطن پرست است که پس از سفرهای خارج از کشور،ازذهن پرمسئولیت او تراوش کرده است وتلنگری گزنده است بروضعیت امروز تمایلات متداول درجامعه ما که...!؟

روانش شاد ویاد و تفکر جاری در این اثرش همواره زنده باد!

این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست؛
این خاک چه زیباست ولی خاکِ وطن نیست؛
آن دختـــــــــــرِ چشم آبیِ گیسوی طلایی،
طنازِ سیه چشــــــــــم، چو معشوقۀ من نیست؛
آن کشور نو، آن وطــــنِ دانش و صنعت،
هرگز به دل انگیــــــــــزیِ ایرانِ کهن نیست؛
در مشهد و یزد و قم و سمنان و لرستان،
لطفی است که در " کَلگَری" و " نیس" و " پِکَن" نیست؛
در دامن بحر خزر و ساحل گیلان
موجی است که در ساحل" دریای عَدَن" نیست
در پیکر گلهای دلاویز شمیران
عطری است که در نافه ی" آهوی خُتَن"نیست؛
آواره ام و خسته و سرگشته و حیران
هرجا که رَوَم، هیچ کجا خانۀ من نیست؛
آوارگی وخانه بِدوشی چه بلایی ست
دردی است که هَمتاش در این دیرِ کهن نیست
من بَهرِ کِه خوانم غزل سعدی و حافظ
در شهر غریبی که در او فهم سخن نیست؟
هرکس که زَنَد طعنه به ایرانی و ایران
بی شُبهِه که مغزش به سر و روح به تن نیست!
" پاریس" قشنگ است ولی نیست چو تهران
" لندن" به دلاویزی شیرازِ کُهن نیست؛
هر چند که سرسبز بُوَد دامنۀ " آلپ"
چون دامنِ البُرز، پُر از چین وشکن نیست؛
این کوه بلند است ولی نیست دماوند
این رود چه زیباست ولی رود تَجَن نیست؛
این شهرعظیم است ولی شهرغریب است،
این خانه قشنگ است ولی خانۀ من نیست!
پاسخ
30-10-2013، 12:14 PM,
ارسال: #2
RE: دکتر خسرو فرشیدورد
افسوس که تب مهاجرت و رفتن به هر طریقی بدجوری دامن این نسل و به خصوص دهه شصتی ها که به نظر من شامل متولدین بین 55 تا 65 می شن رو گرفته. قصه این نسل اونقدر تکرار شده که گفتن دوبارش از حوصله همه خارجه. ولی اگه نسل ما خودشو به آب و آتیش بزنه که بره فقط برای جبران کمبودهایی که در طی سالها از بچگی تا امروز روز داشته. وگرنه کدوم آدم عاقلی وطنشو، خونوادشو، آروم جونش رو همین جور الکی الکی بذاره و بره تو غربت و همش حسرت بخوره که چرا توی وطنم نیستم؟ گاهی فکر می کنم شاید که نه حتما برای ما لازم بوده تا توی این شرایط باشیم و بعد کوله بار مهاجرت ببندیم و بریم. وگرنه من با همه وجودم با مرحوم دکتر فرشیدورد موافقم و در انتظار روزی هستم که وطنم رو دوباره به آغوش بکشم.
روانش شاد و یادش گرامی
پاسخ
31-10-2013، 06:10 PM,
ارسال: #3
RE: دکتر خسرو فرشیدورد
با ادای احترام به روح دکتر فرشیدورد باید بگم من مخالف این نظرم که آدم خودشو تلف کنه. به حد کافی عمرمون تلف شده. اگه برای کسی فرصت رفتن باشه نباید وقت رو از دست بده!
پاسخ


موضوعات مرتبط با این موضوع...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  اشعار دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی computerwoman 9 3,227 15-07-2014، 05:36 AM
آخرین ارسال: computerwoman

پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان