انجمن تفریح و سرگرمی خانوم خانوما




سخنان پرمغز دکتر غلامحسین دینانیزمان کنونی: 13-11-2018، 12:10 AM
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: خانوم خانوما
آخرین ارسال: fatima
پاسخ 59
بازدید 13012

امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 1
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سخنان پرمغز دکتر غلامحسین دینانی
02-10-2014، 02:36 PM,
ارسال: #51
RE: سخنان پرمغز دکتر غلامحسین دینانی
دیدگاه دکتر ابراهیمی دینانی در مورد انسان شناسی

روانشناسان امروز بر اساس یکسری رفتار،انسان را شناخته اند ولی هیچ موقع روانشناسان قادر به شناخت انسان به طور کامل نبودند و شناخت انسان با به باطن خود رفتن و به باطن باطن خود رفتن و همین طور حجاب ها را کنار زدن است و آن جز با قطع تعلقات و وابستگی دنیوی و نفسانی نخواهد بود.
معجزه انسان همین است که در دیگر موجودات نمی باشد که انسان می تواند خدایی بشود و کسی که خدایی بشود جز خدا چیز دیگری نبیند و این یعنی نهایت سلوک و آرامش و موفقیت..

آرامش چیزی درونی است یا خارجی؟اگر درونی است آیا آرامشی که همه ما روزانه به دنبال آن هستیم جز به سمت باطن خود رفتن و به خدا نزدیک تر شدن و رفع وابستگی ها نیست ؟

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است (حافظ)

گفتنش آسان است و عملش بسیار مشکل.. آن وقت آزادی واقعی این است البته این کار سخته و چون سخته فکر میکنیم که شدنی نیست اما برای هر انسانی شدنیست راه حق هرگز مسدود نبوده نیست و نخواهد بود.
برداشتن وابسیتگی های غیر خدایی به تدریج است باید دائم مراقب خود بود تا این گوهر و امانت الهی که در درون هر انسانی هست شکوفا شود و اشرف مخلوقات هم به همین معناست.

پس این گوهر در ما پنهان است تعلقات ممکن است روی آن را بپوشاند ما در سایه خود آگاهی و مراقبه به اینکه کجا باید برویم می رسیم.
پاسخ
02-10-2014، 02:54 PM,
ارسال: #52
RE: سخنان پرمغز دکتر غلامحسین دینانی
آیا سجده فرشتگان بر آدم ، سجده عبودیت بود؟

استاد سجده بر غیر خدا جایز نیست و حرام است چطور خدا دستور داد به فرشتگان که به آدم سجده کنید مراد از سجده چه بود آیا به معنای عبودیت بود؟

دکتر ابراهیمی دینانی : اولاً سجده در جوهر خودش تواضع است ولی حتی اگر عبودیت هم معنی بکنیم من حرفی ندارم. انسان مظهر کامل خداوند است و سجده به انسان در واقع سجده به خداوند است انسان کامل مظهر تمام صفات خداوند است و خدا می‌خواست یاد بدهد که معرفت کامل اینجاست و کسی تا انسان را نشناسد خدا را نمی‌شناسد، اگر کسی انسان کامل را نشناسد و معرفتش به خداوند کامل نیست چرا؟ برای اینکه تمام تجلیات صفات جمالی و جلالی حق در انسان است و از طریق صفات باید خدا را شناخت و اگر صفات خداوند را نشناسی که نمی‌توانی خدا را بشناسی و به ذات هم که راه نیست و اون وقت صفات هم در مظهر باید شناخت و صفات را که مستقیم نمی‌توانی بشناسی مگر در مظهر صفات اون وقت چه موجودی را می‌تونی بشناسی که همه‌ی صفات را به شما نشان بدهد؟ انسان کامل فقط و فقط انسان کامل حتی جبرئیل را بشناسی خدا را نشناختی (مَن رَئانی فَقَد رأ الحق) هیچ راهی جز انسان نیست.
پاسخ
02-10-2014، 02:59 PM,
ارسال: #53
RE: سخنان پرمغز دکتر غلامحسین دینانی
نمان و حرکت کن!

اگر اهل اندیشه و تفکر باشی هر لحظه با اندیشه‌ی نو ، روبرو هستی و هر لحظه چیزی جدید در خود می‌بینی و وای به زمانی که انسان برای ابد درون یک اندیشه زندانی شود . اما اگر در اندیشه را باز کرد هر لحظه می‌تواند جلوه‌ی تازه‌ای ببیند و هر جلوه‌ی تازه‌ لذتی تازه دارد. ناصر خسرو در ماهیت لذت بحث کرده که لذت دفع الم است و تا سختی گرسنگی را نچشیده باشد از سیری غذا لذت نمی‌برد و تا رنج را نچشد لذت را نمی‌فهمد اما من می‌گویم لذت مسبوق به رنج نیست و لذت دفع الم و رنج نیست ، این سخن ناصر خسرو در لذت‌های جسمانی صادق است اما در لذت‌های معنوی این سخن صادق نیست لذت معنوی فهمیدن است و لازم نیست رنج نفهمی را چشیده باشد و نفهم نمی‌فهمد که نفهم است و هر لحظه‌ای از ادراک عقلانی یک شادی است بدون سابقه‌ی رنج و تا می‌فهمد از نفهمی قبلی هم اگر ناراحت شود این مسبوق به فهم است.
پاسخ
02-10-2014، 03:14 PM,
ارسال: #54
RE: سخنان پرمغز دکتر غلامحسین دینانی
کمال معمولاً، بالاترین درجه موفقیت و کامیابی انسان را می رساند و لذا "کامل تر" معنی و مفهومی ندارد؛ اما وقتی کلمه "کمال" در رابطه با الوهیت به کار میرود سه نوع کمال در مراتب سلوک بقا بالله وجود دارد : کامل ، اکمل و مکمل.
در تجربه ای که آنها پیوسته و آگاهانه از حقیقت جاویدان دارند ، مطلقاً هیچ گونه تفاوتی وجود ندارد ، اما مقایسه ای که در رابطه با کمال انجام میگیرد ، صرفاً به خاطر تفاوتی است که در فعالیت و مقام کمال وجود دارد، لذا به خاطر تفاوتی که در نحوه ی کار و عمل آنها موجود است هر یک از انواع کمال دارای صفات مختلف میباشد.
کامل میتواند تجربه شناخت و وصال خدا را تنها به "یک انسان" عطا نموده و او را مثل خود به درک تجربه ی حقیقت نایل سازد .
اکمل میتواند "بسیاری از مردم" را از نقطه نظر تجربه مانند خود نماید ،
در حالیکه که مکمل نه تنها میتواند به "هر تعدادی از مردم ،حتی به تمام موجودات آفرینش" تجربه وصال خدا را ارزانی دارد ، بلکه در عالم خاکی هر تعداد از بدن های خاکی را بخواهد ، میتواند به شکل و صورت خویش در آورده و تجربه جاویدان و آگاهانه حقیقت را به آنها بدهد.
پاسخ
02-10-2014، 03:20 PM,
ارسال: #55
RE: سخنان پرمغز دکتر غلامحسین دینانی
استاد در قرآن کریم قوم بنی‌اسرائیل بسیار بهانه‌گیری می‌کردند برای پیامبرشان و معجزات زیادی هم دیدند من و سلوی، دیدن خدا و… اما وقتی داستان گوساله‌ی سامری می‌آید خداوند می‌گوید اِنَّکُم ظَلَمتُم اَنفُسَکُم بِإتخاذِکُمُ العِجل فَتوبوا اِلی بارئِکُم فَقتُلو اَنفُسَکُم: چرا بین همه‌ی اینها خداوند روی این انگشت گذاشته؟

گاو مظهر نادانی هم هست به هر صورت مظهر حیوانیت انسان است و خداوند می‌گوید اون گوساله را گرفتید و اون جنبه‌ی حیوانیت را گرفتید یعنی اسیر حیوانیت خود شدید و این گوساله شدن مظهر حیوانیت است یعنی شما جنبه‌ی حیوانیت را گرفتید و در آخر آیه می ‌گوید فتوبوا الی الله… بر گردید از این حیوانیت بر گردید و بروید به طرف حق و اون جنبه ‌ی معنویّات و کلیمیتان را پیدا کنید و در ادامه می‌گوید: فقتَلوا اَنفُسَکُم… می‌گوید خودتان را بکشید این معنای خودکشی نیست بلکه یعنی نفس شما دیگر حیوان شده و شما حیوانید و حیوانیتتان را بکشید ونتیجه اش این می‌شود که فتوبوا الی بارئکم: به حق تعالی باز می‌گردید

این کشتن یک نوع قربانی است اصلاً قربانی یعنی چه؟ یعنی حیوانیت را فدای انسانیت کردن؛ و ذبح واقعی سر بریدن حیوانیت خودمان است و حاجی هم که در مکه ذبح می‌ کند تا مادامی که نفس خودش را ذبح نکرده اون ذبح ظاهری است و این سنبل این است که من حیوانیت خود را ذبح کردم اما اگر حیوانیت درون زنده باشد و هر سال بروی چندین گوسفند را هم سر ببری چه فایده دارد؟ هیچ، اگر گاو نفس سرکش است و شاخ دارد وارد میدان شود چه فایده بروی ذبح کنی؟ ذبح اصلاً یعنی علامت اینکه من حیوانیت خود را ذبح کردم و در درون من سلامت است و صلح است و من دیگر اهل جنگ نیستم، حیوانیت جنگ است، توحّش است، و حاجی شدن هم یعنی همین و انسان همان چیزی است که اون جنبه‌ برش غلبه می‌ کند هر نقش روان تو روان تو همانست اگر همه‌ ی افکار من و همت من به حیوانیت و نادانی و توحش من مشغول است پس من یک حیوانم و نفس من دیگر حیوان شده و خداوند می‌ گوید فقتلوا انفسکم و اینجا حیوانیت را بکش و این همه شعبده‌ی خویش که می‌کرد اینجا / سامری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد. این کاری که این مردم دنیا می‌کنند اینها سامری‌اند و میلیون‌ها سامری داریم که چسبیده به دنیا و در مقابل حقیقت دارد مقاومت می‌کند و اصلاً گوش نمی‌دهد و چشمش هم باز نمی‌کند چون اسیر حیوانیت است چشمش می‌بیند اما حقیقت را نمی‌بیند و همیشه جنگ سامری و موسی تا مادامی که انسان زنده است در این دنیا برقرار است.

استاد: مولوی:

وقت ذبح الله و اکبر میکنی همچنین در ذبح نفس کشتنی

گوی الله اکبر و این شوم را سر ببر تا وارهد جان از فنا

این الله اکبر اشاره به حدیث مولی است که الصلاة قُربانُ کل تقی. جواب اینکه در هنگام ذبح در اسلام هست که بسم الله بگوییم معنیش این است که به نام حق ضمن اینکه این گوسفند را ذبح می‌کنی حیوانیت خودت را هم ذبح کن و گرنه اگر حیوانیت خود را ذبح نکنی اصلاً ظلم کرده‌ای به این حیوان، و تو که یک حیوانی برای چی می‌خواهی یک حیوان را بخوری و اگر انسان شدی حق داری حیوان را بخوری و اون حیوان قربان می‌شود برای انسانیت شما و اگر شما انسان شدی ظلم به اون حیوان نیست چون حیوان می‌آید انسان می‌شود و مأکول شما واقع می‌شود و به انسانیت می‌رسد اما اگر ذابح و کشنده حیوان بماند، اون وقت برای چی حیوان را بخورد و این حیوانیت اون چه ترجیحی بر حیوان دارد و ظلم است کشتن حیوان مگر اینکه ذابح انسان باشد و بسم الله گفتن یعنی باید با نام خدا به مقام انسانی برسی و در راه خدا و برای انسانیت حق داری این حیوان را بکشی و اون حیوان مأکول شما می‌شود و انسان می‌شود و راه جمال را می‌پیماید در غیر این صورت مثل جنگ گرگان است که یک گرگی هست و به جان یک گرگ دیگر افتاده‌ای این شعبده‌ی خویش است.

ما کشته ی نفسیم و بس آوخ که برآید از ما به قیامت که چرا نفس نکشتیم
پاسخ
02-10-2014، 03:23 PM,
ارسال: #56
RE: سخنان پرمغز دکتر غلامحسین دینانی
محبوبم!
اگر برای آن به سوی تو می آیم
که مرا از شعله های دوزخ نجات بخشی،
بگذار که درآنجا بسوزم.
واگر برای آن به سوی تو می آیم
که لذت بهشت را به من بخشی
بگذار که درهای بهشت به رویم بسته شود.
اما اگر برای خاطر تو به سویت می آیم،
محبوبم !مرا از خویش مران!
متبرکم کن
تادرکنار زیبایی جاودانه ات
تا ابد لانه کنم.
پاسخ
03-10-2014، 05:10 PM,
ارسال: #57
RE: سخنان پرمغز دکتر غلامحسین دینانی
فلسفه دعا و نیایش

سوال این است استاد : رابطه دعا با خداوند چگونه است . چرا خداوند به بندگانش امر فرمود :{أدعونی أستجب لکم } چرا اجابت منوط به دعا شده است ؟یا { إذا سألک عبادی عنّی فإنّی قریب أجیب دعوت الداع إذا دعان } ای پیامبر من اگر از خدا سوال کردند بگو خیلی نزدیک است دعا کنید تا اجابت کنم . یعنی رابطه بین خودش و بندگان را دعا یعنی خواستن قرار داده است .این چه رابطه ای است ؟ این رابطه چگونه با قواعد فلسفی و حکمی سازگاری بدهیم.؟

خوب شما با اون تعبیری که از دعا کردید و بلافاصله تعبیر کردید به خواستن ، مسئله حل شد یعنی در واقع پاسخ سوال شما در همین جمله است . درخواستن است . وقتی می گویید دعا شاید متبادر به ذهن چیز دیگری باشد ولی دعا خواستن است ، نوعی خواستن . منتها خواستن ، خواستن هاست و آدمی چی بخواهد اصلا خود این خواستن از خدا محبوب است که آدم ازمحبوب ، معشوق و حقّ تبارک تعالی چیزی بخواهد . اینکه بخواهید چیزی را از کسی که بی نیاز مطلق است ،خودش کلّی زیبایی است. اما اساسا بدون تقاضا إعطا معنی ندارد مثل این می ماند به انسانی که تشنه نیست آب بدهید .این معلوم نیست با این کار خدمتی به او کرده باشید محبتی نیست اما اگر تشنه بود و آب گوارایی به او دادید ، بسیار کار خوبی است . اصلا عالم ، عالم تقاضاست . یک جمله ای است که حالا اگر حدیث نباشد اما جمله حکیمانه ای است چون من سندش را مطمئن نیستم به عنوان یک جمله حکیمانه می گویم : العطیّات بقدرالقابلیّات . این یک قاعده عقلی است . یعنی هر اعطا کردنی هر بخششی ، هر افاضه ای به اندازه قابلیّت است این در عالم تکوین هست در عالم تشریع هم هست در عالم انسان هم هست مولوی در یک بیتی گفته :

بـرد آب زیــن بحـــر فیروزه ای بـه گنـجایش خـویش هـر کوزه ای

یا

چون تقاضا بر تقاضا می رسد آب آن دریــا بدیـن جــا می رسـد

اصلا اعطای بیش از ظرفیّت وزر و بال است و درست نیست . نظام عالم به هم می خورد . یک درخت به اندازه توانش میوه می دهد یک انسان به اندازه توانش کار می کند یک ظرف به اندازه ظرفیتش ، مظروف می طلبد .انسان تنها موجودی است که قابلیّت هایش بی نهایت است . هر موجودی یک قابلیّت معیّنی دارد . عالم ، عالم اندازه و قُدَر است از ملک تا ملکوت . حتی جبرئیل یک اندازه معینی دارد .خوب در زمان مقتضی موجودات به تقاضاهای خودشان می رسند . شرایط جوری است که افاضه می شود .و ما خلأ در عالم نداریم هر که هر توانایی و استعدادی در عالم داریم آن به استعداد به فعلیّت خودش می رسد .شاید هیچ استعدادی نیست که به فعلیت نرسد مگر اینکه با موانع مقرون شود آن وقت آن موانع هم استعداد های دیگری بودند و استعداد با هم تعارض پیدا می کند .

اما انسان یک استعدادی دارد مسئله این جاست که استعداد انسان چقدر است ؟ چقدر می خواهد از خدا و چی باید بخواهد . اینجا انسان ها مختلف اند . یک کسی پول می خواهد از خدا ، یک کسی مقام می خواهد ،یک کسی آب می خواد غذا می خواد خواسته ها مختلف است . اما گاهی خواسته ها آنچنان بالاست که اگر عالم هستی را بدهید ، نمی خواهد . پس چه می خواهد ؟ خود حقّ را می خواهد

سعدیا بی وجود صحبت یار همه عالم به هیچ نستان

یا در بیت دیگر می فرماید

گر مخیر بکنندم به قیامت که چه خواهی دوست ما را و همه

نعمت فردوس شما را

او دوست را می خواهد و چیز دیگری نمی خواهد . استعدادی که جز دوست نمی خواهد و استعدادی که پول ومقام می خواهد که طول خیلی بعیدی از هم دارند . انسان یک موجود شگفت انگیز است . همان طور که تقاضا و خواسته هایش شگفت انگیز و زیاد است و تنها موجودی است که تعریف درستی نمی شود از او داشت که امروزه اکثر بزرگان نظرشان همین است . چون هر چه در مورد انسان بگویی باز ممکن است چیز دیگری باشد اصلا نمی شود گفت چی جوریه . یک فیلسوف اهل تاریخ می گوید همه چیز تعریف دارد جز آنچه در تاریخ است . تنها موجودی که تاریخی است انسان است . هیچ موجود دیگری تاریخی نیست اگر موجودات دیگر را تاریخی می بینید با نگاه شماست که تاریخی می شوند توجه بفرمایید چه عرض می کنم ! شما ممکن است برای یک ساختمان تاریخی قائل بشوید . تاریخ را شما تعیین می کنید و شما میفهمید . خود آن ساختمان تاریخ خودش را نمی فهمد . وانسان چون موجود تاریخ مند بالذات است تعریف ندارد و چون ماهیتش مشخص نیست تقاضاهایش نیز مشخص نیست بنابراین دعا همان خواستن است اما این خواستن چه خواستنی است ؟ حالا باید این سطح خواستن ها را بالا برد تا به آن مقام معنوی برسد که جز خدا را نخواهی این عالی ترین مقام دعاست .

نتیجه میگیریم که نفس خواستن از خدا زیباست .و بعد با توجه به قاعده حکمی عطیات بفدر قابلیات ، انسان می تواند با دعا طرفیت خودش را افزایش بدهد که از فلسفه دعا همین است که انسان می تواند استعداد خودش را افزایش بدهد . هرچه ظرفیت افزایش پیدا کند ، عنایت و فیض پروردگار بیشتر می شود .
پاسخ
06-10-2014، 12:33 PM,
ارسال: #58
RE: سخنان پرمغز دکتر غلامحسین دینانی
ضمن اینکه جناب استاد گاهی سخت صحبت می کنن ولی معانی بسیار عمیقی رو روشن می کنن. واقعا روح ادم رو نوازش می کنه این حرفای پرارزش و خدایی
پاسخ
20-06-2015، 12:32 PM,
ارسال: #59
RE: سخنان پرمغز دکتر غلامحسین دینانی
واقعا مثنوی یه دنیایه جدا داره!!
فهمیدنش واسه هر کسی ملموس نیست!
ولی چقدر حرفای استاد فهمشو اسون تر میکنه!
کسی هست ک مثنوی رو کامل خونده باشه؟؟
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان