انجمن تفریح و سرگرمی خانوم خانوما




اختلاف‏ نظر در تعریف شعرزمان کنونی: 24-08-2019، 04:29 AM
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahshad
آخرین ارسال: mahshad
پاسخ 1
بازدید 1222

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اختلاف‏ نظر در تعریف شعر
22-08-2013، 01:36 PM,
ارسال: #1
اختلاف‏ نظر در تعریف شعر
اختلاف‏ نظر در تعریف شعر

در حقیقت باید گفت که تعاریف بسیاری در این زمینه وجود دارد که از همان گذشته ‏های دور گاه با هم در تضادند و یکدیگر را نقض می‏کنند. افلاطون، شعر را از جهت اخلاقی زیان‏ آور و ویران‏گر می‏دانست و از دیدگاه معرفت‏ شناسانه آن را دور از حقیقت و فاقد ارزش علمی می‏پنداشت. او ارزش زیبایی‏ شناسانی ادبیات را در نظر نمی‏گرفت یا ناچیز می‏شمرد و به‏ جای آن از دیدگاه ارزش اخلاقی به ادبیات نگاه می‏كرد. ارسطو برای پاسخ دادن به این شبهات و انتقادات، رساله ‏ی فن شعر را به رشته‏ ی تحریر درآورد. از دید ارسطو ادبیات، اعم از نثر و نظم و شعر، همچون سایر هنرهای دیگر، بر مبنای دو شالوده‏ ی اساسی بنیان گرفته است. یكی از این شالوده ‏ها طبیعت تقلیدگر ذهن و روح انسان است و دیگری نیاز طبیعی‏اش به توازن، هماهنگی و ریتم است. ارسطو عقیده دارد كه تكامل هجو‏سرایی منجر به پیدایش سبک و اوزان خاصی در ادبیات شد كه آن را «اوزان ایامبیک» نامیدند و تكامل بعدی آن سبب پیدایش كمدی در ادبیات شد. و تكامل ستایش‏سرایی منجر به «اوزان هروییك» شد كه تكامل بعدی آن به پیدایش حماسه انجامید. و سپس شاخه‏ای از حماسه‏سرایی به گونه‏ای خاص رشد كرد و به پیدایش تراژدی منجر شد.

همان‏طور که اشاره شد، در هر دوره‏ای، شاعران و منتقدان و پژوهش‏گران سعی در ارایه‏ی تعریفی از شعر بوده‏اند و با این‏‏همه تفاوقی کلی بر سر تعریف شعر وجود ندارد.

کوروش صفوی در گفتگویی به دشواری برای یافتن تعریفی برای شعر اشاره کرده و می‏گوید: سقراط و افلاطون هردو شعر را نتیجه الهام می‌دانستند،اما ارسطو نخستین کسی بود که سعی کرد قواعدی برای ادب و شعر و آفرینش‏های ادبی کشف کند. «بر اساس تعاریف سنتی، «شعر کلامی است مخیل و موزون» و از دید آنها که حضور وزن را در شعر ضروری نمی‌دانند و اصل موزون بودن را از شعر حذف می‌کنند شعر،کلام مخیلی است که متضمن هنجارگریزی‌های شاعرانه است»، اما واقعیت این است که امروز دیگر نمی‌توان «شعر» را به درستی تعریف کرد تا جایی که شاعری چون احمد شاملو معتقد است: «نمی‌توان یک تعریف کلی از شعر به دست داد، تعریفی که بر اساس آن، اثیر الدین اخسیکتی و صائب تبریزی و عارف قزوینی و مهدی حمیدی و اخوان و نیما یوشیج یکجا شاعر شناخته شوند.»

تعریف‌های سنتی درباره‏ی شعر، اگرچه شرط لازم (حداقل) شعر را در بر دارند، اما شرط کافی (حداکثر) را در بر نمی‌گیرند. یعنی، بیش‌تر ناظر به عناصر صوری و فیزیکی شعر هستند، نه جوهره‌ی درونی و متافیزیکی آن. حقیقت درونی شعر، نه تعریف‌پذیر، نه ترجمه‌پذیر و نه نقدپذیر است. به‏این معنی، شعر خود زندگی یعنی تجربه‌ی زیستن است. پس مانند خود زندگی، مقول به تشکیک و دارای مراتب و مدارج عالی و سافل است، هم شعر شور محض است مثل ترانه‌های فایز دشستانی، هم شعور محض مانند قصاید ناصرخسرو و هم آمیزه‌یی از شور و شعور مانند شعر حافظ.

اما باید دانست که همین کوشش‏ها در راستای تعریف و توصیف شعر، خود باعث پدیدار شدن مکتب‏های گوناگون ادبی شده است. بدیع و بیان، معانی و بلاغت از درون گفتگوهای ادبی سر برون آورده ‏اند.
متبرک باد انسانی که به خداوند اعتماد می کند و در همه حال به او رو می کند.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان