انجمن تفریح و سرگرمی خانوم خانوما




آگاهی و حقیقتزمان کنونی: 26-09-2020، 10:01 AM
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: خانوم خانوما
آخرین ارسال: خانوم خانوما
پاسخ 1
بازدید 969

امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 1
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آگاهی و حقیقت
18-03-2014، 05:53 AM,
ارسال: #1
آگاهی و حقیقت
استاد ابراهیمی دینانی
هیچ انسانی نیست که به مرگ نیندیشد. اصلا انسان ذاتا مرگ اندیش است و به مرگ می اندیشد.
از خودش می پرسد حالا من مردم چه می شود؟ در بعضی ها مرگ را مرز می دانند. بعضی ها پایان.
حالا چه کسانی که پایان بدانند و چه کسانی که مرز بدانند. در هر دو این سوال مطرح است که من بعد از مرگ کجا خواهم رفت؟
سوال قبلیشان این است که من از کجا آمده ام؟ هر چه انسان اشتغالات دنیوی اش بیشتر باشد این افکار کمتر است.
ولی حتی کسی که همیشه مشغول امور دنیویست باز در لحظه هایی این فکر به سراغش می آید. حالا چون دنبال اصلش می گردد که من از کجا آمده ام، می خواهد بداند وطن اصلی اش کجاست.
وطن اصلی جایی است که شاعر می گوید ” من از بلاد حبیبم نه از دیار غریب ” از دیار و بلاد حبیب آمده و این جا غربت است. حالا چرا اینجا غربت دارد؟ چون همیشه فکر وطن اصلیش است.
هیچ وقت انسان فکر نمی کند که وطن اصلی اش این دنیاست. چرا؟ میتونه بگه این دنیا وطن من است. همین جا دل خوش می کنم.
همین جا، جای من همین جاست من آمده ام که همین جا بمانم. اما وقتی فکر می کند که اینجا ماندنی نیست، چه کسی فکر می کنه که برای همیشه اینجا ماندنی است. به مجرد اینکه احساس می کند اینجا برای همیشه ماندنی نیست احساس می کند عارییتی است. تا احساس عارییت کرد، غربت آغاز می شود.
خب حالا چه کار کند که از این غربت رهایی پیدا کند؟ باید کم کم فکر کند به اون فرشته، به اون سالک و راهی سفر اصلی شود.
باید ببیند که اصلش کجا بوده؟ اگر اصلش را پیدا کرد اون موقع کم کم اون غربت یک مقداری درونش کمتر اثر می گذارد. و این از چه طریقی ممکن است؟ فقط از طریق آگاهی.
آگاهی همیشه معاصر است. ما با گذشته معاصر نیستیم. خیلی از قضایا اتفاق افتاده در صد سال پیش، ، هزار سال و دوهزار سال پیش. معاصر یعنی هم عصر ما، هم زمان ما. گذشته حتی دیروز دیگه هم عصر ما نیست فردا هم هم عصر ما نیست. ما در این لحظه هم عصریم. تنها چیزی که همیشه معاصر ماست، آگاهی است. آگاهی هیچ وقت به گذشته سپرده می شود؟ آگاهی همیشه معاصر است. پس، تنها چیزی که معاصر است و ما را از غربت نجات می دهد، آگاهی است. و حقیقت همیشه میل دارد که از زمان فرا رود. حقیقت در یه برهه ای از زمان باقی می ماند و بعد با زمان تمام می شود یا باقی می ماند؟ حقیقت همیشه از زمان فرا می رود. حقیقت همیشه حقیقت است. حقیقت امروز و دیروز و فردا ما نداریم. متاسفانه امروزه می گویند حقیقت امروز، حقیقت دیروز، حقیقت فردا. حقیقت دیروز و امروز و فردا ندارد. آگاهی، نور است. آگاهی و حقیقت نورند. خورشید اند. از اونجایی که آگاهی می آید و اونجایی که حقیقت ظهور پیدا می کند. گویی خورشید حقیقت طلوع می کند. ” شرق خورشیدی که شد باطن فروز قشر و عکس آن بود خورشید روز “ یعنی مشرق حقیقت. مشرق حقیقت آنجاست که خورشید حقیقت از آن طلوع می کند. و از باطن انسان است. یعنی باطن انسان شرق حقیقت است.
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

صفحه‌ی تماس | تالار گفتمان خانوم خانوما | بازگشت به بالا | | بایگانی | پیوند سایتی RSS
در این سایتدر كل اینترنت