انجمن تفریح و سرگرمی خانوم خانوما




سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابیزمان کنونی: 18-02-2020، 03:17 PM
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahshad
آخرین ارسال: khanoomkhanooma
پاسخ 37
بازدید 11789

امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
25-02-2014، 07:32 AM, (آخرین ویرایش در این ارسال: 25-02-2014، 07:33 AM، توسط mahshad.)
ارسال: #1
سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
[تصویر:  1.png]
خودت را باور داشته باش
 هرچه خدا و اولیاء می گویند تو خوبی و با ارزشی ، تو باور نمی کنی و خودت را بد و بی ارزش می دانی . مشکل در باور خودت است . ما مصنوع خدا و ائمه (ع) هستیم . آن ها به کار خودشان ایمان دارند پس بیایید ما هم به خودمان ایمان بیاوریم .

[تصویر:  2.png]
راه های رسیدن به علم الهی
راه رسیدن به علم الهی دو چیز است:یکی زهد در دنیا و دیگری عمل کردن شخص به آن چه می داند . کسی که زهد داشته باشد و بی رغبتی به دنیا را پیشه کند و خداوند بدون این که او نیازمند به تعلیم گرفتن باشد به او علم عنایت می کند و کسی که به آنچه می داند عمل کند خداوند آنچه را نمی داند به او میراث می رسد.

[تصویر:  3.png]
نتیجۀ رضایت از عمل نیک دیگران
 وقتی برادر مؤمنت عبادت می کندمثل این است که تو عبادت کرده ای و ثواب آن به تو هم می رسد.کسی که به عمل قومی راضی باشد در آن شریک است . با نیت خود می توانید در همۀ کارهای خیری که در عالم انجام می شود شریک شوید.

[تصویر:  4.png]

چرا چشم ما امام (عج)را نمی بیند؟

در دعای بعد از زیارت آل یاسین در مورد امام زمان (عج) تعبیر« نورچشم های آفریدگان » به کار برده شده است.از نور چشم به چشم نزدیکتر چیست؟ پس هم معلوم شد امام زمان (عج) چقدر به ما نزدیکند و هم معلوم شد که چرا چشم ما امام زمان (عج) را نمی بیند.چشم که نمی تواند نور چشم را ببیند ، چشمت را ببند و بیرون را نگرد.


منبع:http://etrat.naserin.com/
متبرک باد انسانی که به خداوند اعتماد می کند و در همه حال به او رو می کند.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

پاسخ
30-07-2014، 01:53 PM, (آخرین ویرایش در این ارسال: 30-07-2014، 03:59 PM، توسط mahshad.)
ارسال: #2
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
شتر دیدی ، ندیدی:
 به برادران و خواهران مومنت حسن ظن داشته باش تا جایی که بدی از آن ها نبینی و اگر چیزی دیدی که در ذهنت خطور بدی کرد حمل به صحت کن تا جایی که گویی اصلاً چنان چیزی از او ندیده ای ، اگر توانستی لااقل به خودت بگو این یک بدی است و در برابر چقدر خوبی دارد که من از آن خبر ندارم .اگر چنین کردی خدا هم با تو همین طور رفتار می کند.

برخلاف نفس خود قدم بردار

با کسی که از تو بریده رابطه برقرار کن و کسی را که به تو ستم کرده ببخش و به کسی که از تو دریغ نموده عطا کن و به کسی که به تو بدی کرده خوبی کن چون این کار که بر خلاف مزاج انسان و مخالف با نفس اوست اخلاص آن بیشتر است و گرنه احسان به خوب ها چندان هنر نیست و مال مبتدیان است.

برای یافتن بدی ها تجسس نکنید:

خدا و اولیائش به عمل زشت بندگان نگاه نمی کنند فقط به کارهای خوب آنها نگاه می کنند . زشت ها زشتی ها را می گویند و قشنگ ها غیر از زیبایی چیزی نمی گویند برای یافتن زیبایی ها و خوبی ها کنجکاو باشید برای پیدا کردن زشتی ها و گناهان تجسس نکنید.

رسیدن به نفس مطمئنه :

دیدن بدی ها چشم دل را معیوب و گاهی کور می کند و به عکس دیدن خوبی ها و نقاط مثبت ، چشم دل را بینا و نورانی می کند و انسان به آرامش کامل و نفس مطمئنه می رسد .کسی که چشمش به دیدن زشتی ها عادت کرده و خوبی ها و زیبایی ها را نمی بیند ، خدا و اولیاء خدا و ملائکه الله را که خوبی و زیبایی محضند هم نخواهد دید . اگر کسی طالب دیدن آنهاست باید دیدۀ خود را از دیدن بدی ها و زشتی ها پاک کند.

آسانی بعداز سختی

چه در امر دنیا و چه در امر آخرت ، قدم اول را که برداری، برداشتن قدم دوم آسانتر می شود.برداشتن قدم سوم از دوم هم آسانتر است.به همین ترتیب چند قدم برداری ، بی اختیار دو می زنی .چند شب نیمه های شب بیدار بمان و نماز شب بخوان ، بعد از آن اگر توانستی دیگر نماز شب نخوان.

سجده ملائک

ابتدافرمان خدا را بردی عادت ایجادشد.وقتی از انجام این کار لذّت بردی ،کارعبادت شد.هنگامی که این کار جزء ذاتت شد و دیگر لذّت هم نبردی ملکه حاصل می شود.هروقت به ملکات رسیدی آدم شده ای ،چون ملائکه به تو سجده کرده اند.

توکل به خدا
در روایات داریم که خداوند وقتی خیری را برای بنده ای مقدّر می نماید عقل آن بندۀ صاحب عقل را سلب می کند و بی تدبیر و توجه عبد،اورابه آن خیرمی رساند و سپس عقل را به او باز می گرداند.وقتی که عبد متوجه شد که فقط خداست که خیرخواه اوست و خیراو را تشخیص می دهد تصمیم می گیرد خداوند را وکیل کند و به او توکل کند

منبع: دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.
متبرک باد انسانی که به خداوند اعتماد می کند و در همه حال به او رو می کند.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

پاسخ
04-09-2014، 08:43 AM, (آخرین ویرایش در این ارسال: 04-09-2014، 08:45 AM، توسط mahshad.)
ارسال: #3
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
گرفتۀ یار
هروقت در زندگیت گیری پیش آمدوراه بندان شدبدان خداکرده است،زودبروبااوخلوت کن و بگوبامن چکارداشتی که راهم را بستی ؟هرکس که گرفتاراست در واقع گرفتۀ یاراست. 


شرط قبولی اعمال خیر
عمل خیری که خداوندتوفیق انجامش را به تو داددرقبول شدنش شک نکن.اگرخداوندنمی خواست قبول کندتوفیق انجامش را نمی داد.کارهایت را بایدخودت قبول کنی و تا خودت قبول نکنی مقبول واقع نمی شود.عبادات و طاعات خودرااگرکارخدابدانی دیگردرمقبول بودن آن شک نمی کنی 


خداوندمصنوعش را رها نمی کند
امیرالمومنین(ع)دردعای کمیل به خداوندعرضه می دارد:«خداونداکسی را که خودپرورده ای ضایع می کنی ؟»به پروردگارخودبایداعتمادکنیم.خداوندهرگزبنده اش را رها نمی کند که ضایع شود.به انحاء مختلف روی این مصنوع خودکارمی کندتا آن را به مقصدبرساند.


 توکل به خدا
در روایات داریم که خداوند وقتی خیری را برای بنده ای مقدّر می نماید عقل آن بندۀ صاحب عقل را سلب می کند و بی تدبیر و توجه عبد،اورابه آن خیرمی رساند و سپس عقل را به او باز می گرداند.وقتی که عبد متوجه شد که فقط خداست که خیرخواه اوست و خیراو را تشخیص می دهد تصمیم می گیرد خداوند را وکیل کند و به او توکل کند.
متبرک باد انسانی که به خداوند اعتماد می کند و در همه حال به او رو می کند.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

پاسخ
26-09-2014، 09:51 AM, (آخرین ویرایش در این ارسال: 26-09-2014، 11:04 AM، توسط mahshad.)
ارسال: #4
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
همت بلند خوب است . هر چه می توانی، مراتب بالاتري را طالب باش اما اظهارنکن، زیرا باطل می شود. هر چه می خواهی بشو ي را در درون خودت مخفی نگهدار، به خدا عرض کن خدایا این همه بنده ي خوب و اولیاي بزرگ آفریده اي، من را هم مثل آنها بکن.همت بلند دار که مردان روزگار از همت بلند به جایی رسیده اند
مصباح الهدی ص358


خدا ما را از دعاهایی که بر اي ما ضرر دارد ، غافل می کند. در نتیجه چند بار که خواستیم و عملی نشد، اصل خواسته را فراموش می کنیم.
مصباح الهدی ص355

وقتی خواستید دعایتان گیرا شود، دوستان و همسایگان و اهل مملکتتان را جلوبیندازید و اول براي آنها دعا کنید.
مصباج الهدی ص353

هر وقت در کارهایتان با راه بندان مواجه شدید، بدانید خدا راه بندان ایجاد کرده است و اگر بخواهید راه بندان برطرف شود ، باید با او خلوت کنید و رابطه تان ر ا با اواصلاح کنید.
مصباح الهدی ص60

کسی که تفکّر و تعقّل و تذکّر نداشته باشد ، رشد ندارد . هر شب بعد از خواندن نماز مغرب یک ربع بنشین و فکر کن. اگر چیزهایی که به فکرت آمد قشنگ بود ، شکرکن و صلوات بفرست و اگر زشتی ها به فکرت آمد، استغفار کن. هر چه را قشنگ دیدي که خدا کرده است و هر چه را هم زشت دیدي، چه دیگري را و چه خودت را، استغفارکن و ببخش تا ببینی همه قشنگند و همه را خدا کرده است . خوب است فکرهاي هرشبت را و هر چه را به خاطرت آمد ، در دفترچه اي یادداشت کنی، هم چیزهایی را که خدا داده و هم هر چه را خودت کرده اي؛ چه زشت و چه زیبا.
مصباح الهدی ص430


یک خورده تفکّر کنی، خیلی زود راه می افتی. در حدیث اولو االالباب است که تاتفکّر کنی، حب خدا تو را می گیرد و بقیه ي راه را محبت می برد.
مصباح الهدی ص429

براي باز شدن ذائقه ي روح و چشیدن طعم غذاهاي بهشتی در اذکار و مناجات هاو عبادات باید آنها را مزمزه کرد، یعنی با تأمل و تفکّر به آنها پرداخت . باید مطالعه کرد.تاجذب روح و جان انسان شود.
مصباح الهدی ص429

وقتی جلال خدا طلوع کند، انسان به مناجات مشغول می شود . وقتی جمال وفضل و احسان خدا طلوع کند، به تملّق مشغول می شود. متملّق فقط از خوبی هاي طرف مقابل تعریف می کند و اصلا نگاه نمی کند به اینکه خودش استحقاق دارد یا نه.
مصباح الهدی ص240


انسان جاهل همیشه نقاط منفی افراد را می بیند و با بدبینی به مسائل نگاه می کند؛اما انسان عارف همیشه حسن و خوبی ها را می بیند. هنر آن است که از خار گل بسازي،نه اینکه از گل خار درست کنی. زیاد عیوب و بدي ها را دیدن، چشم و دید دل را معیوب وگاهی کور می کند و به عکس دیدن خوبی ها و نقاط مثبت، دید دل را بینا و نورانی می سازدو انسان را به آرامش کامل و نفس مطمئنه می رساند. کسی که چشمش به دیدن زشت ها عادت کرده و خوبی ها و ز یبایی ها را نمی بیند، خدا و اولیاي خدا وملائکه الله را هم که خوبی و وزیبایی محضند ، نخواهد دید. اگر کسی طالب دیدن آنهاست ، باید دیده ي خود را از دیدن بدي ها و زشتی ها پاك کند و به دیدن زیبایی ها و خوبی ها عادت دهد.
منم که شهره ي شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
مصباح الهدی ص377

عرفات در حج شیعه، معرفت امام حسین(ع) است و حج بدون درك و وقوف
عرفات درست نیست. فرمود همه ي زمین ها کربلا و همه ي روزها عاشوراست، ولی نفرمود همه ي شماامام حسینید؛ گذاشت خودتان درك کنید.چه در بین اهل مجاز و چه در بین عرفا، هیچ جا عشقی مانند آنچه درعاشوراست، طلوع نکرده است.

عشق مجازي مؤمن را در دنیا شراب می کند، ولی مدتی که گذشت ، از عشق حقیقی سر در می آورد و سرکه می شود. سرکه خوراك علی (ع)است. سرکه برخلاف شراب، مزاج را خنک می کند.
مصباح الهدی ص122

احسان و محبت، برنده تر از شمشیر است و زودتر انسان را شهید می کند. اگر به احسان خدا واقف شوي، عاشق او می شوي و اگر عاشق شدي، عشق تو را شهیدمی کند. بهترین راه نیل به موت این است.
مصباح الهدی ص96
متبرک باد انسانی که به خداوند اعتماد می کند و در همه حال به او رو می کند.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

پاسخ
26-09-2014، 10:04 AM, (آخرین ویرایش در این ارسال: 26-09-2014، 11:02 AM، توسط mahshad.)
ارسال: #5
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
عبادت و اطاعت محبت را زیاد می کند. اصل و سرمایه ي کل، محبت است.
مصباح الهدی ص120



چگونه می شود محبت خدا را بدون حب بندگان او در دل داشت؟ در حالی که بندگان خدا از او جدا نیستند، بلکه محب خدا به همه ي ذرات هستی عشق می ورزد.
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
مصباح الهدی ص119



عشق و محبت فرد را شهید می کند. شهید دوست شدن بهتر از کشته شدن به دست دشمن است.
مصباح الهدی ص115



تدین و تقدس اولیه که توأم با تدبیر و تکلّف و تصنّع است ، پس از پدیدآمدن
محبت، در شخص از بین می رود.عقل حرف از کفر و ایمان می زند** عشق بیخ کفر و ایمان می کندَ.ولایت که وارد شود، دین از بین می رود.
مصباح الهدی ص113


اگر از خدا و خوبان خدا رضا شدیم، زنده زنده به بهشت می رویم.اگر کسی میانه اش با خدا صفا باشد، خداوند دست روي سرش می کشد.با خداي خودت صلح کن تا به مصلح عالم راه پیدا کنی.هرکس میانه اش با خدایش صفا باشد، گمشده هایش را پیدا می کند.وقتی دلت از خدا رضا شود، غنچه ي دلت می خندد و باز می شود. آن وقت عطر وزیبایی آن آشکار می شود.
رضا، بالاتر از یقین و تسلیم است.
مصباح الهدی ص80



اینکه امام رضا(ع) دست خالی اش را توي دست ما بگذارد، یعنی خودش را به ما داده است و این، براي ما کافی است ؛یعنی ما را قبول کند و به مقام رضا برساند که (لا سخط بعدالرضا؛بعداز رسیدن به مقام رضادیگر غضبی وجود ندارد.
مصباح الهدی ص80



محبت، کارش تغییر دادن و رنگ زدن است. مگر نمی بینی آن کس که دوستش داري، اخلاق و رفتار تو را عوض کرده و تو مانند او شده اي؟ موالیان ما، مارا با محبت خود رنگ الهی می زنند.
مصباح الهدی ص108



به زور افراد را به عبادت و عمل به احکام وادار کردن فایده اي ندارد . اینکار
مثل این است که از بازار میوه هاي خوب بخرید و به درخت چنار و نارون بچسبانید. چندروز که گذشت ، میوه ها می گندد و خشک می شود و می ریزد. باید با محبت و با عمل ونه با زبان ، اشخاص را به دین خدا جذب کرد تا خودشان درخت میوه شوند و میوه هاي احکام و عبادت از درونشان سر برآورد.
مصباح الهدی ص396



هر وقت خواستی در راه خدا پیش بروي، مقداري از چیزهاي سنگینی را که
داري، بریز تا بارت سبک شود و راحت تر راه بروي، یعنی از مال، قدرت، علم و هر چه داري، به زیردستانت کمک کن تا سیر تو آسان شود.
مصباح الهدی ص399



در حدیث است که هشت چیز شما دست خداست؛ موت و حیات، مرض و
صحت، فقر و غنا و خواب و بیداري. چه چیزي باقی ماند که دست خودمان
باشد؟
مصباح الهدی ص29



آنچه نزد خداوند ارزشمند است ، صدق و صفاي باطن است ، نه مقامات علمی وشئون اجتماعی و ظواهر عبادي و تقدس مآبی. خدا حامی صدق وصادقین است.در نیت و اعمالت هر چه صدق بیشتر باشد، ارزشش بیشتر است.
مصباح الهدی ص350



پول را باید پلی جهت حرکت خود به سوي خدا قرار داد. بای د در راه خدا ا نفاق کرد تا به خدا رسید.
مصباح الهدی ص399
متبرک باد انسانی که به خداوند اعتماد می کند و در همه حال به او رو می کند.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

پاسخ
26-09-2014، 11:11 AM,
ارسال: #6
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
آخرت مثل گل است ؛ تا دست دراز کنی آن را بچینی، اول خار آن آزارت می دهد، ولی بعد بوي خوش آن تو را شاد می کند و غم خار را هم از بین می برد.
مصباح الهدی ص139


زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد،حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدي برسان . اگراین کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.
مصباح الهدی ص  329

در نقطه اي نزدیکی پلدختر، روستایی است که در آن قبه اي ساخته شده است که زیر آن دو قبر وجود دارد . یکی از قبرها متعلّق به سیدي است که عالم و امام جماعت آن ده بوده است و دیگري متعلّق به یکی از اهالی روستاست. داستان این دو قبر این است که سا ل ها قبل ، در یکی از روزه اي ماه مبار ك رمضان، آن روستایی امام جماعت ده را براي افطار به منزلش دعوت می کند و امام جماعت هم می پذیرد. هنگام مغرب امام جماعت براي افطار به خانه ي آن روستایی می رود، ولی هنوز او به منزل نیامده بود. اهل خانه از او استقبال می کنند و پس از اذان از او می پرسند افطاري بیاوریم یا اول نمازتان ر ا می خوانید؟ میهمان می گوید نماز را اول می خوانم تا میزبانمان از راه برسد و همراه با او افطار کنیم و مشغول نماز می شود. اهل خانه در اطاق مشغول آماده کردن سفره ي افطار می شوند و شاهد نماز خواندن وي هم بودند. بعد از اینکه نماز او تمام می شود، به وي می گویند شما که نماز می خواندید، چطور صداي حیوانات ده و صدای رودخانه و امثال آن همچنان می آمد؟ میهمان می پرسد مگر قرار بود نیاید؟ اهل خانه می گویند ولی آقاي ما هر وقت به نماز می ایستد، همه ي این صداها خاموش می شود . میهمان خیلی تعجب می کند، ولی به روي خود نمی آورد تا اینکه میزبان به منزل می رسد و از میهمان می پرسد افطار کنیم یا من هم نمازم را بخوانم ؟ میهمان می گویداول شما نمازتان را بخوانید. وقتی آن روستایی به نماز می ایستد، عالمِ ده با تعجب متوجه می شود همه ي صداهاي ده خاموش شد و یک سکوت عمیق حاکم شد. از اینجابه مرتبه ي بلند معنوي آن روستایی به ظاهر ساده پی می برد و وصیت می کند هر وقت من از دنیا رفتم ، جسدم را کنار قبر این روستایی دفن کنید و اکنون این دو نفر در کنارهم به خاك سپرده شده اند.
مصباح الهدی ص258

سلام کردن، نماز، روزه، زکات و همه ي عبادات ، تشکّر از عطاهاي خداست . باتشکّر هم نعمت زیاد می شود و هم فرد شاکر دوست خدا می شود.
مصباح الهدی ص84

توبه، سرآغاز و نشانه برگزیده شدن بنده از سوی حق است، همچنانکه در قصه آدم همین گونه بود. آدم بهشت را ترک کرد، تا قدم در راه سفری محنت بار، اما دلنشین بگذارد، و راه را با توبه آغاز کرد. توبه، آغاز سفر الهی آدم بود
یارآشنا سخن آشنا2ص17


توبه از گناهان، بازگشت به اسماء حسنی است. کسی که توبه می کند، از نام خویش، به نام حق میگریزد. آنجا که خطاها و کاستی ها آشکار می شود، بنده در نام های خودش پیدا شده است و هنگامی که توبه می کند، به نامهای  الوهیت پناه می برد و در اسماء حسنی پنهان می شود.
یارآشنا سخن آشنا2ص17

کار خیر، در همه جا و در همه کس اثر می گذارد. اگر کار خیر کردي، همه ي اهل خیر را یاري و نصرت کرده اي و آنها را روسفید کرده اي. همه ي عالمَ پشتیبان کار خیرتو هستند و جواب«هل من ناصرینصرنی»آیا یاوری هست مرا یاری کند.؟«ومن انصاری الی الله»چه کسی مرا به سوی خدایاری می دهد؟ را خوب دادی!
مصباح الهدی ص449

زندگی معلم بزرگی است. درسهایی می آموزد که در هیچ کتابی نیست
و در هیچ دانشگاهی تدریس نمی شود. آ نها که به کتاب ها و نوشته ها بسنده کردند و مغرور شدند، از درس های بزرگ زندگی محروم شدند و بسیار آسیب دیدند.
زندگی می آموزد که شتاب نکن. زندگی می آموزد چیزهایی که
می خواهی به آن ها برسی، وقتی دریافتشان می کنی، می بینی آن قدر هم که فکر
می کرده ای، مهم نبوده، شاید هم اصلا مهم نبوده، شاید موجب اندوهت نیزگشته است. زندگی می آموزد ازدست دادن، آن قدر هم که فکر می کنی سخت نیست. زندگی می آموزد رنج ها و سختی ها، با همه تلخی که در کام تو دارند، اگر خودت بخواهی، می توانند بسیار آموزنده و رشد دهنده باشند. زندگی می آموزد چیزهایی که بزرگ ترها سر آن دعوا می کنند، بزر گتر از چیزهایی
نیست که کوچک ترها سر آن دعوا می کنند. زندگی می آموزد همه لحظات،تبدیل به خاطراتی شیرین می شوند، بعدا که می گذری، و تو در آن لحظه بی تابی می کردی و این را نمی دانستی. زندگی می آموزد آن ها که از تلخی هامی گریزند، شیرینی ها را نخواهند چشید، و آنها که از سختی ها می ترسند، به آسودگی نخواهند رسید. زندگی می آموزد گذشت و مهربانی شیرین است.
زندگی می آموزد آن که کام دیگران را تلخ می کند، غیر ممکن است کام
خودش شیرین باشد. زندگی می آموزد سادگی زیباتر است. زندگی می آموزدبار بر دوش دیگران نهادن، شانه های خودت را سنگین می کند و بار از دوش دیگران برداشتن، خودت را سبکبار می کند. زندگی می آموزد صمیمیت را.

ازیارآشناسخن آشنا2 معلم زندگی ص92
متبرک باد انسانی که به خداوند اعتماد می کند و در همه حال به او رو می کند.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

پاسخ
26-09-2014، 11:14 AM,
ارسال: #7
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
خدا ما را براي شادي آفریده است نه براي غم .خداي واحد غنی و قوي، محال است مخلوقی را براي ناراحتی و غم بیافریند. اگر این بشارت را که ما را براي شادي آفریده اند، باور کردي و به خودت قبولاندي، دیگر غم وجود نخواهد داشت . این مژده مال کسی است که آن را باور کند. همین که فهمیدي دنیا فانی شدنی است ومشکلات و محرویت هایش هم همیشگی و دائمی نیست و بالأخره روزي تمام
خواهد شد، نصف غم هایش باطل می شود. مشقّت و غم دنیا وسیله اي است براي خوشی و شادي.
مصباح الهدی ص59

معنای ثواب
من کلمه ثواب را میدیدم و میخواستم بدانم این "ثواب" یعنی چه ؟ مثل اینکه ثواب یعنی قلب همدیگر را حفظ کردن که خیلی عبادت بزرگی است .میگوید اگر این غذا را بخوری خیلی ثواب دارد . یا اگر به یک فقیری نان بدهی او خوشحال میشود و برای تو خیلی ثواب دارد . ثواب همین هست . قلب مومنین را شاد کردن و مسرور کردن و از غصه ها و غم دنیا یا اخرت بیرون اوردن خیلی ثواب دارد . یعنی او را خوشحال کنند او را مسرور کنند که او از این غم نجات پیدا کند . چه آن غم دنیایی باشد مانند اینکه پول ندارد نان ندارد یا اینکه اصلا این شخص از کسی اذیت شده و ادم بگوید عیب ندارد حالا او را ببخش و بیا در عوض مرا تلافی کن بیا یک سیلی به گوش من جای او بزن ..این شخص هم خوشحال میشود و میگوید بخشیدم . تا گفت بخشیدم خودش هم کاسبی میکند . همین کسی که اذیت شده بود و بخشید کاسبی میکند. گفت برای انهایی که اذیت کرده ام میگویم خدایا مرا ببخش .برای انهایی که مرا اذیت کرده اند چه؟ گفت اگر این دعا را بکنی که خدا انها را هم ببخشد خودت راحت می شوی. اگر کسی توان این را داشته باشد که دعا کند که "خدایا ان کسی که مرا اذیت کرده ببخش" این خیلی هنر میخواهد . سخت است چون انسان همه جایش درد میکند ولی خیلی ثواب دارد طوبای محبت شش- ص

شما هم طلبه اید . هر کس خیر را طلب کند ؛ طلبه است . ان شالله همه مومنین و مومنات طالب خیر باشید . کسی که طالب علم است ، طلبه است . هر کس طالب چیزی باشد آن را یا قسمتی از آن را می یابد و آخر سر به آن میرسد . البته طلب به حق نه ناحق . آدمی یک چیز را که دوست دارد با ادب جلو می رود که آن را بگیرد . او هست . بودن او ما را بس است . چه بیاید چه نیاید . آیا همین که امام زمان هست کافی نیست ؟ به نفس خودت قشنگ حالی کن که او هست تا راحت شود . به او بگو هست هست هست . روی دلت دست بکش بگو هست هست هست .
طوبای محبت -جلد چهارم . ص 62
متبرک باد انسانی که به خداوند اعتماد می کند و در همه حال به او رو می کند.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

پاسخ
26-09-2014، 11:28 AM,
ارسال: #8
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
در طریق عشق و محبت به محبوب، بلبل سر و صدا دارد و در کنار گَُل
آن قدر چه چه می زند تا جان می دهد و می افتد. پروانه بی سر و صدا گرد شعله ي شمع می چرخد و خود را به آتش می زند و جانش را تحویل شمع می دهد و می افتد ،ولی جسدي از او باقی می ماند. اما شمع بی صدا می سوزد و آب می شود و جسدي هم از آن باقی نمی ماند.
مصباح الهدی ص124



فقیه یعنی فهیم، یعنی کسی که مسائل را خوب می فهمد و تشخیص می دهد .براي فقیه شدن دو راه وجود دارد؛ یکی درس خواندن و دیگري محبت. کسی که اهل محبت است ، فقیه است و درست و نادرست و خوب و بد و شایسته و ناشایست را بدون نیاز به تحصیل علم و درس خواندن تشخیص می دهد.
مصباح الهدی ص344



هر صفت خوبی را هر چه هم که زیاد در وجودت پیاده کنی، باز خدا بالاتر از آن است. شاکر که شوي، خدا شکور است، غفّار شوي، خدا غفور است… .
مصباح الهدی ص 21



ته ظرف را قشنگ انگشت بکش
خدا ان شالله برکت بدهد . همین ندیده برکت بدهد . در بطونتان زیاد کند .تا وقتیکه نشانتان داده و بیرون بزند . وقتی بیرون زد می گویم خوب ته آن را انگشت بکش . هر وقت غذای خوشمزه ای در خودت دیدی آنجا بایست . هر جا حدیثی آبه ای دعایی به دلت خورد بایست . مبادا یک وقت بگذاری و بروی . صبر کن . ته آن ظرف را قشنگ انگشت بکش و بخور و وقتی تمام شد برو.اگر در جایی با رفیقت هم بودی بگو شما برو من اینجا کار دارم . آن وقت بایست گریه آمد گریه کن . خنده آمد خنده کن .هیچکدام نبود هیچ کاری نکن . فقط بایست و ته ظرف را قشنگ انگشت بکش . اگر قرآن میخواندی ابه ای جلوی تو را گرفت و به دلت خورد و پرده ای برداشته شد مبادا رها کنی و بروی . پس اگر در یک آیه یک کتاب یک شخص و در کلمات اشخاص و چیزها و جاهای دیگر غذای خوشمزه نصیبت شد ته آن را قشنگ انگشت بکش بگذار خوب به جانت بنشیند . یکی از چیزهایی که برای رفقا خیلی مهم است . همین معنایی است که عرض میکنم . مثلا گاهی نصفه شب نگهت میدارد و از بس خوشمزه هست تا صبح نمیگذارد بخوابی . یک وقت بچه ات حرفی میزند و به دلت میخورد راه را پیدا میکنی و پرده کنار میرود . یک وقت عیالت در شلوغی به تو میگوید . یا غریبه ای ، دشمنی ، دوستی به تو میگوید . هیچ دلیل حسابی ندارد که خدا از کجا میفرستد . رزق معنوی خیلی مخفی تر است . ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات .
آهای ای اهل عالم ای اولین ای آخرین . بدانید در تمام عمرتان یک نفحه های مخصوص دارید . نفحه ای که از جانب خدا به شما میرسد . نه وقتش معلوم است نه جایش و نه ذکرش. نفرموده چند دفعه یا کجا . جایش را نگفته است . توی مسجد است ؟ یا بیابان یا کوچه؟ نمیدانم کجاست . این نفحه از کسی به تو میرسد یا خودش ایجاد میشود ؟ هیچ نگفته است . ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها . خودتان را به ان عرضه کنید . عرضه کنید یعنی چه؟ یعنی بایست .
طوبای محبت -جلد چهارم



کسی که در سیرش به مقام رضا برسد، در بین راه نمی ماند و به مقصد می رسد؛ همان گونه که شخصی که حضرت رضا علیه السلام را به امامت قبول کند، تا امام دوازدهم را قبول خواهد داشت. در حالی که ممکن است کسی امامان پیش از حضرت رضا علیه السلام را قبول داشته باشد و دوازده امامی نباشد؛ مثل زیدیه و اسماعیلیه.

به هر تقدیر، همه ي عنایاتی که به من شد ، از بر کات امام حسین(ع) بود. ازراه سایر ائمه هم می توان به مقصد رسید،ولی راه امام حسین(ع) خیلی سریع انسان را به نتیجه می رساند. چون کشتی امام حسین(ع)در آسمان هاي غیب خیلی سر یع راه می رود. هر کس درسیر معنوي خود حرکتش را از آن حضرت آغاز کند،خیلی زود به مقصد می رسد.
(مصباح الهدی ص13)
متبرک باد انسانی که به خداوند اعتماد می کند و در همه حال به او رو می کند.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

پاسخ
26-09-2014، 12:07 PM,
ارسال: #9
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
وقتی انسان حق پدر و مادرش را ادا کند، جمال امام ها پیدا میشود.نکند حقّ آنها ر ا تضییع کنی که راهت بسته می شود. اگر زنده اند یا مرده، هر طور که می توانی آنها را از خودت راضی کن.
مصباح الهدی ص390



در نوجوانی پدرم به من سفارش می کرد با حیوانی که سوار می شوي، با مهربانی رفتار کن و حتی المقدور آن را نزن، اگر هم احیانا خواستی به او ضربه اي بزنی، هرگز به صورت حیوان نزن . وجه و صورت محترم است ؛ حتی صورت حیوان. وجه مال وجه الله است. خدا لعنت کند کسانی را که به صورت دختر پیامبر سیلی زدند.
مصباح الهدی ص296



آرام به طرف د نیا بروید،خدا اگر خواست زیادش را می دهد. مقدار رزق به تقلاّي فرد بستگی ندارد.
مصباح الهدی ص 35

رزق، مقدر و مقسوم است و رزاق خداست . رزقمان هنر ما نیست وحرص وتقلاّي ما آن را زیاد نخواهد کرد.
مصباح الهدی ص35

مؤمن مانند بچه ي دو سه ساله اي است که روي پاهاي پدر و در بغل او نشسته است و به این فکر می افتد که بلند شود و بازي و جست و خیز کند و به هر جا که دلخواهش است ،برود. پدر هم مانع نمی شود و ضمن اینکه مراقب اوست،وي را آزادمی گذارد.بچه پس از آنکه برخاست و مقدار ي این طرف و آن طرف دوید،خسته می شود و درمی یابد که هیچ جا بهتر از دامان پدرش نیست؛ لذا دوباره به آغوش او بازمی گردد و همان جا که در آغاز نشسته بود ، می نشیند. مؤمن نیز پس از آنکه مقداري به اتّکاي اختیار خود و براي رسیدن به خواسته هایش تقلاّ نمود و خود را خسته کرد، پی می برد که هیچ جا بهتر از دامان خدا و اولیائش نیست؛ لذا به اختیار خود به آغوش خدا و اولیائش باز می گردد و به مقدرات الهی تن می دهد و به قضاي الهی تسلیم می شود .
ارزش اختیار ما به این است که با اختیار خود، خود را تسلیم خدا و اولیائش کنیم.
مصباح الهدی ص 71

به هر چه از دشواري ها که تن دادي، باطل می شود. اگر به فقر تن دادي، یا به هر مصیبتی که برایت پیش آید، راضی شدي، زندگی برایت شیرین می شود.بسوز وبساز. اصلا دواي سوز،ساز است. اگر سازش کردي، همه ي بلاها و سوزها ساز می شود.
مصباح الهدی ص62

به خودت بگو خدا با من است . توجه به این حقیقت سبب می شود مردن هم براي انسان آسان شود، چه برسد به مشکلات کوچک تر. این حرفت هم راست است،چون خدا با همه هست.
مصباح الهدی ص59

هیچ چیز مثل یاد خدا و خوبان خدا،دل را آرام نمی کند.ذکر خدا و خوبان خدا،وادي امن و دار قرار است.همین که توجه داشته باشی که خدا با تو است،کافی است.لازم نیست خیلی هم به زبان ذکر بکنی،اصل این است که به یادخدا باشی.
مصباح الهدی ص129

مقصود از اینکه فرموده اند به هنگام طواف باید سمت چپ بدن به سمت کعبه باشد،این است که دلت رو به خدا باشد،چون قلب در طرف چپ بدن قرار دارد. مقصوداین نبوده است که هنگام طواف دائما خودت را در فشار قرار دهی که نکند ذره اي منحرف گردد.دلت رو به خدا باشد و در جهت درست، به طور طبیعی راه برو.
مصباح الهدی ص339

دوستان اهل بیت
وقتی در ابتلائات دنیا کمی گرم می شوند
گناهانشان پاك می شود.
در روایت است که بهره ي شیعیان از جهنّم
تبی است که می کنند.
دوستان اهل بیت چون حساس ترند
از مصائب دنیا بیشتر اذیت می شوند.
مصباح الهدی ص53

در زیارت و عبادت، قلب را جلوتر بفرستید.
مصباح الهدی ص 418

روزي پیامبر اکرم با اصحاب از کنار دیوار باغی عبور می کردند. داخل باغ
چند نفر مشغول قمار بودند.یکی از قماربازها پی در پی می باخت. آخرالامر گفت:من که دیگر چیزي ندارم، پس خودم را هم خواندم.به اینجا که رسید،حضرت با شگفتی فرمودند:عجب قماربازي؟!
درقمار عشق با خدا و خوبان خدا،خوب است انسان از این قمارباز یاد بگیرد. خداوندهم راه نجات را دل بستن به خدا و اولیا (ایمان) و فدا کردن مال و نفس معرفی فرموده است.
مصباح الهدی ص246

محبت آب است و همه ي خلق تشنه اند؛ منتها آب ها با هم فرق دارند. از آب گل آلود تا نازل ترین آب، همه آبند و هر یک از خلایق یکی از درجات آب است. ازمحب پول و مقام و دنیا گرفته تا محب خدا و اولیاي خدا،همه تشنه ي آبند.
مصباح الهدی ص 109

علی(ع) یعنی محبت و محبت یعنی علی(ع). یک ذره از محبت علی(ع)
اگر به قلبتان بیفتد،شما را دگرگون می کند و بهترین وسیله ي نجات شماست . مقبول واقع شدن اعمال ،منوط به محبت است. اگر نماز بدون محبت بخوانی، ملائکه آن را بو می کنند و چون عطر محبت علی(ع) را ندارد، آن را بر می گردانند و اجازه نمی دهندبالا برود. اما اگر محبت همراه نماز باشد، ملا ئکه ي هفت آسمان که آسمان به آسمان عمل را رسیدگی می کنند، آن را به بالا می فرستند.
مصباح الهدی ص109

با محبت و دوستی، همه کار می توان کرد و با دشمنی، هیچ کار نمی توان کرد.
مصباح الهدی ص108

مؤمن طالب دوست است ؛ به دنیا دنبال دوست آمده است، به آخرت هم سراغ دوست می رود. اگر دوست پیدا کنی، دیگر احتیاج به موعظه و نصیحت نداري. کسی که دوست محمد و علی و فاطمه و فرزندانشان : باشد، محبتش او ر ا به مقصدمی رساند.
« مصلحت دید من آن است که یاران همه کار بگذارند و خم طرّه ي یاري گیرند »
مصباح الهدی ص 108

روزي که فهم انسان باز شود،خواهد دید که ابتلائات و گرفتاري هایی که خدا براي او پیش آورده است،چه خیرهایی براي او داشته و خداوند از رهگذر آنها محبتی به اوکرده که در خوشی ها و نعمت ها چنان محبتی به او نکرده است.
مصباح الهدی ص50

گاهی اوقات خدا براي جلا دادن و پاك کردن بنده اي،امکان می دهد که گناهانی به دستش جاري شود و بعد در اثر همان گناه ،چنان سرشکستگی پیش خدا پیدا می کند که از عجب پاك می شود و چنان حالت توبه و فراراز گناه در او ایجاد می شود که او را در مسیر طاعت و بندگی ثابت قدم کرده و او را اهل جنّت می کند.
مصباح الهدی ص417

بعضی سال ها می شد که مزرعه ي اصلی ما آفت می خوردوتمام محصولمان ازبین می رفت. یک قطعه زمین کوچک هم جاي دیگري کاشته بودیم، به اصطلاح کناره کاري، و اصلاَ آن را به حساب نمی آوردیم؛ اماهمه ي خرج سالمان را همان کناره کاري تأمین می کرد و جبران همه ي خسارت مزرعه ي اصلی را هم می نمود. خوب است مؤمن در کنار عبادات و اعمال واجبش یک عمل مستحب،هر چند هم که کوچک باشد، به طور خصوصی براي خودش قرار بگذارد، مثل دست گیري از یک خانواده ي فقیر یا سرپرست ی یتیم و چه بسا فرداي قیامت همین کناره کاري باعث نجات انسان شود.
مصباح الهدی ص283

وقتی پدر و مادر از روي محبت،لباس کثیف بچه را بیرون می آورند و او را به حمام می برند و می شویند، بچه گریه می کند. خدا هم وقتی با ابتلائات می خواهدبنده اش را پاك کند و لباس تمیز بر تن او کند، او چون جاهل است، گریه سر می دهد و ناله می کند.
مصباح الهدی ص54

لیلی بر اي سلامتی مجنون که بیمار شده بود،آش نذري پخت و وقتی مجنون هم براي گرفتن آش به در خانه ي لیلی آمد، لیلی ظرفش را به زمین زد و شکست. لیلی گفت: این صدقه براي سلامتی توست،تو آمده اي بخوري و مریض بمانی؟ عقیقه اي هم که پدر و مادر براي بچه ي خود می کنند،همین طور است.خود پدر و مادر و فرزندي که براي او عقیقه کرده اند، نباید از آن بخورند.مجنون هم از لیلی مکدرنشدو گفت:
اگر با دیگرانش بود میلی ****چرا ظرف مرا بشکست لیلی
پس وقتی دعا کردیم و چیزي را خواستیم و خدا کاسه ي ما را شکست و به ما نداد،باید بدانیم که خدا براي رشد خود ما این کار را کرده است و از خدا مکدر نشویم.
مصباح الهدی ص52

بلا براي دوستان است . اولین کسانی که به خاطر محبت زیاد بچه را چشم می زنند و بچه مریض می شود،پدر و مادر بچه اند. خدا هم هر وقت به بنده اش نظر کند، او را مبتلا می سازد.
مصباح الهدی ص47

هر ازدواجی را که خداوند انعقاد کرده،یعنی خداوند آنها را به هم عقدکرده،واقع می شود و الاّ به هم می خورد. ندیدي بعضی از ازدواج ها به هم می خورد؟مال این است که قبلاً انعقاد خد ایی نبوده است . پس اگر زنی گرفتی و به نظرت بد ازآب در آمد،نباید دیگران را مقصر بدانی؛ این چیزي است که خدا برایت بریده است و براي رسیدن تو به کمال،بهترین ها بوده که برایت انتخاب کرده است.بهترین زن براي تو همین بوده است و اگر چشمت باز شود،میفهمی اگر همه ي زنهاي عالم بودند،تو همین را انتخاب می کردي.پس راضی باش و خدا را شکر کن. نیمی از امر ازدواج، آسمانی است.
مصباح الهدی ص390


بنای نظام آفرینش بر قربانی شدن مادون برای مافوق است . همه موجودت طبیعت خود را قربان مومن می کنند ، او خود را قربان اهل بیت و آن ها خود را قربان خدا می کنند.
طوبای محبت "حاج اسماعیل دولابی"
متبرک باد انسانی که به خداوند اعتماد می کند و در همه حال به او رو می کند.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

پاسخ
06-10-2014، 01:53 PM,
ارسال: #10
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
[url=https://www.facebook.com/photo.php?fbid=688753697869500&set=gm.612884242156412&type=1][/url]
در دنیایی که بیشتر آن غم است قلب تا به ملاقات وجه الله میرود میخندد . غم به موقع خوب است . غم یعنی انتظار، یعنی کیست که مرا بخنداند . غمی که در سر و نهان انسان است و انسان آن را به مردم نشان نمی دهد . عبادت میکند نماز میخواند مطابق مردم لبخند میزند تا اذیت نشوند هر جا گریه میکنند او هم گریه میکند اما آن غم علاج نمیشود .آن غم ملاقات وجه الله را میخواهد . در همان حین که مضطر شده است ناگهان قدوم مبارکش پیدا میشود .همان جا قلب میخندد . از این ملاقات خوشحال میشود میگوید آقا جان ! چرا دیر آمدی من سال ها این گونه بودم؟ میفرماید من همان وقت در کنار تو بودم و تو غصه میخوردی که به ما برسی . همان غصه ها را هم من برایت ایجاد کرده بودم . با فکر و ذهنت دچار خوبان شده بودی.
غم خود را به مردم نشان ندهید . دوایش دیر پیدا میشود .اگر غصه ای ، حزنی داشتی به اهلش بگو تا مشکل را برایت سبک یا حل کند . اگر هم او نتوانست خدا حل میکند .چون به اهلش رجوع کردی خدا داروی آن را برایت می رساند . داروی شفا ...یا من اسمهه دوا و ذکره شفا ....اسم خدا دواست و شفا مال ذکر او ... یعنی یادش کن... ذکر مال قلب است ...
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان