انجمن تفریح و سرگرمی خانوم خانوما




سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابیزمان کنونی: 08-04-2020، 03:28 PM
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mahshad
آخرین ارسال: khanoomkhanooma
پاسخ 37
بازدید 11851

امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
12-10-2014، 12:58 PM,
ارسال: #31
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
فایل صوتی تفسیر صفحه ۱۹ از جلد پنجم طوبای محبت توسط جناب آقای قدسی


فایل‌(های) پیوست شده
.mp3   gh0-tuba-5-19.MP3 (اندازه: 7.14 MB / تعداد دفعات دریافت: 1)
پاسخ
 سپاس شده توسط computerwoman
13-10-2014، 04:27 AM,
ارسال: #32
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
ممنون خانوم خانومای عزیز . من فقط لذت میبرم. ساده و بی پیرایه و سرشار از مطالب ناب.

پاسخ سوالی داشتم که براحتی آب خوردن در این فایل ها پیدا کردم. پرسشی که چندین سال در پی اون بودم. واقعا ازت ممنونم.

خداوند اجر دنیوی و اخروی بهت بده عزیزم.
Heart
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

Heart
پاسخ
15-10-2014، 01:08 PM,
ارسال: #33
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
فایل صوتی تفسیر صفحه ۱۲۴ از جلد پنجم طوبای محبت توسط آقای قدسی


فایل‌(های) پیوست شده
.mp3   toba 5-124.MP3 (اندازه: 8.12 MB / تعداد دفعات دریافت: 2)
پاسخ
 سپاس شده توسط computerwoman
16-10-2014، 10:02 AM,
ارسال: #34
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
فایل صوتی تفسیر صفحه ۱۵۳ از جلد سوم کتاب طوبای محبت توسط جناب آقای قدسی


فایل‌(های) پیوست شده
.mp3   toba-3-153.MP3 (اندازه: 8.43 MB / تعداد دفعات دریافت: 2)
پاسخ
18-10-2014، 04:01 PM,
ارسال: #35
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
دلیل نا امیدی ما آشنا نبودن با شیوه تربیتی خدا است و دلیل دیگر که مهم است این است" که ما خود خدا را نمی فهمیم . خود خدا را درک نمی کنیم" . میزان توانایی خدا را متوجه نمی شویم . چقدر مقتدر است . حافظ اگر کسی را می دید که زیبا چهره بود می گفت : تو اول نطفه بودی و خدا تو را به این صورت درآورد ، پس این خدا می تواند به من آرامش دهد . جوانی به من گفت : من خیلی نا امید هستم . گفتم قرآن خیلی مفید است . گفت یکبار قرآن را باز کردم و این آیه آمد : ما تو را از نطفه آفریدیم . گفتم این دوای درد تو است . خدا میگوید : من روی یک نطفه ، چنین نقش زیبای آدمی را درست کردم . پس خودت را بدست من بده . امیدوار باش . به من ایمان بیاور . تو هرقدر پَست و گرفتار شده باشی ، من به هر کاری توانا هستم . مولانا می گوید :
آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز ، آن را که منم چاره بیچاره نخواهد شد ، آن کس که منم منصب معذور کجا گردد . اگر من به کسی منصبی بدهم ، هیچ کس نمیتواند او را عزل کند. ممکن است او را هُل بدهند و بیفتد ولی آسیب نمی بیند . چتربازها با هلکوپتر بالا می روند ، هرچه بالاتر می روند ، بیشتر لذت می برند و لحظه شماری می کنند که سقوط کنند . زیرا دلشان به چتر گرم است . انسان اگر پشت گرمی اش به خدا باشد ، اگر بالا برود ، لذت می برد . اگر هُلش بدهند ، لذت می برد . کسی هم که عشقی به خدا ندارد ، باز این مشکلات برای او مثل سرعت گیر است و می گوید : کمی آرامتر . 

حاج محمد اسماعیل دولابی ...
پاسخ
17-11-2014، 06:03 PM,
ارسال: #36
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
شارح محبت، راوی "طوبای محبت"؛ حاج محمد اسماعیل دولابی در تعبیری زیبا و عمیق در خصوص وظایف منتظران در دوران غیبت می‌فرمایند: پدر چهار تا بچه این‌ها را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جاها را مرتب کنید تا من برگردم. می‌خواست ببیند کی چه کار می‌کند. خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند برای خودش.

یکی از بچه‌ها که گیج بود یادش رفت. یادش رفت. سرش گرم شد به بازی و خوراکی و این‌ها. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید.

یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این‌جا را مرتب کند.

یکی که خنگ بود، وحشت گرفتش. ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی‌گذارد جمع کنیم، مرتب کنیم.

اما آن که زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را. می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد، بعد می‌رود چیز خوب برایش می‌آورد. هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. می‌دانست که هم ‌این‌جا است. توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیرتر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم.

آخرش آن بچه‌ شرور همه جا را ریخت به هم دیگر. هی می‌ریخت به هم،  هی می‌دید این دارد می‌خندد. خوشحال است. ناراحت نمی‌شود. وقتی همه جا را ریخت به هم، همه چیز که آشفته شد، آن وقت آقا جان آمد. ما که خنگ بودیم، گریه کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد. زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش. شرور که نیستی الحمدللـه. گیج و خنگ هم نباش. زرنگ باش، نگاه کن پشت پرده رد تنش را ببین و بخند و کار خوب کن. خانه را مرتب کن.
پاسخ
06-02-2015، 01:48 PM,
ارسال: #37
RE: سخنانی از حاج محمد اسماعیل دولابی
پدر و مادرت را نگاه کن. نگاه کردن به جمال مادرت خودش عبادته
فرمان مادر را ببر، ببین که چه بر سر تو خواهد آمد. هرچه مادرت سخت گیر تر باشد فرمانش را ببر ...
اگر مادرت تند باشد فرمان بردن از او اثرش بیشتر است.
فرمان مادر ِ خوش اخلاق را که همه می برند.
اگر به غریبه هم بگوید اینجا بیا، خواهد گفت خانم چه می گویید، چشم. کارش را رها می کند و بار او را بر میدارد و یا راه او را باز می کند.
اگر مادر و پدر تندی دارید تا فرمان او را بردید آن وقت می فهمید چه کرده اید. خداوند متعال نشانت خواهد داد که ببین چه کرده ای،
کار بزرگان را انجام دادی، با ما رفیق و انیس و مونس شدی ...
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان