انجمن خانوم خانوما

نسخه‌ی کامل: سیمین بهبهانی
شما در حال مشاهده‌ی نسخه‌ی متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده‌ی نسخه‌ی کامل با قالب بندی مناسب.
فریبرز رئیس ‏دانا - مدیر نشر نگاه و ناشر آثار سیمین بهبهانی - در گفت‌وگو با ایسنا، درباره وضعیت این شاعر غزل‌سرا گفت: من اکنون همراه با خانواده این شاعر در بیمارستان هستم، حال او مساعد نیست و هوشیاری‎اش پایین نیست.

او اضافه کرد: ایشان از شب گذشته (چهارشنبه) در بخش ویژه بستری است و باید برای او دعا کنیم.

خانواده سیمین بهبهانی تمایل ندارند فعلا درباره وضعیت این شاعر صحبت کنند.

سیمین بهبهانی‌ زاده‌ی سال 1306 است و از میان آثار او می‌توان به «سه‌تار شکسته»، «جای پا»، «چلچراغ»، «رستاخیز» و «یک دریچه آزادی» اشاره کرد.

منبع: ایسنا
سیمین بهبهانی؛ سمبل اعتراض و عشق



سیمین بهبهانی، "شاعر ملی"* وطن ما، یا "نیمای غزل، سیمین"**، در بستر بیماری درگذشت. بیمار بود اما همچنان بیدار. چون سالها بود "غمِ این خفتۀ چند"، خواب را در چشم تَرَ"ش شکسته بود. و سیمین، با قلمش، با شعر سبز و شکوفایش، فاشگو و عدالتخواه، زبان خفتگان غمزده بود.
سیمین بهبهانی در نوجوانی به تقلید از خانم ارغون، مادر تحصیل کرده، هنرمند و شاعرش شعر می‌سرود، و اشعار اولیه اش را مادر برای پروین اعتصامی خوانده، و از طرف او بسیار تحسین شده بود. شعر سیمین کم کم راه خود را بطور مشخص میان شعر شاعران معروف آن زمان باز کرد و از میان زنانی که در آن دوره شعر گفته اند نام سیمین بهبهانی درخشان تر است.
اشعار اولیه سیمین در‌کتاب‌های سه‌تار شکسته، جای‌پا،‌‌ چلچراغ و مرمر، نشان از آشنایی و تسلط او به ادبیات کلاسیک ایران دارد. اشعار او علاوه بر مضامین اجتماعی و به تصویر کشیدن رنج و درد طبقه محروم، صاحب ویژگیِ تازه‌ای است: اعلام موجودیت شاعر به‌عنوان زن.

سیمین با جرئت، نیازها و خواهش های زنانگی و انسانی را در شعرش به تصویر می کشد. از دیگر نکات عمدۀ شعرش در همان سالها، به زبان آوردن رنج زنانی است که به علت تعدد زوجات شوهر، گرفتار "رقیب" شده اند. همچنین سیمین با تصویر کردن زندگیِ دردناک زنان روسپی، برخلاف رسم زمانه‌اش، از آنان دفاع می‌کند و نشان می‌دهد این دسته از زنان طرد شده از اجتماع، خود، درمانده و محرومی بیش نیستند.

شعر معاصر ایران‌، پیش از انقلاب ۵۷، تحت تأثیر تحولات شعری نیما، و شاعران پس از او، و نوآوری های شعر شاملویی، علاقمندان به شعر را به خود جلب کرده بود. اشعاری که به ‌ضرورت تفکرات سیاسی علیه نظام، از نوعی زبان غیرصریح و استعاری سود بُرد که با‌وجود همه سانسور‌ها، مخاطبان خود را یافته و به‌ویژه نسل جوان را که با پرسش‌هائی کاملاً تازه پا به‌عرصه حیات اجتماعی- ‌سیاسی می‌گذاشت، به‌خود جذب می‌کرد. شرکت مستقیم برخی زنان ایرانی در فعالیت‌های سیاسی و مخفی علیه رژیم پهلوی، چهره جدیدی از زن ایرانی را به‌نمایش می‌گذاشت.

در چنین فضایی پنجمین دفتر شعر سیمین بهبهانی "رستاخیز" منتشر می‌شود. سیمین در این دفتر به‌تمامی قالب غزل را انتخاب کرده است.


دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

اشعار اولیه سیمین نشان از آشنایی و تسلط او به ادبیات کلاسیک ایران دارد



شعر او در این ایام گرچه از نظر ارزش‌های شعری، قدرت کلام، تصاویر زیبا و بیان احوالات درون و برونِ شاعر، قابل توجه و شعری برجسته در ادبیات فارسی به‌حساب می‌آید اما شعر او در محافل روشنفکری و به‌خصوص نسل بی‌تاب جوان، انعکاسی ندارد.

نپیوستن سیمین به‌جرگه شاعران نیمایی، ادامه غزل‌سرایی و‌حضور نداشتن در محافل روشنفکری آن زمان، سئوال برانگیز بود. نسلی که با شعر نو آشنا شده بود و گاه شعر را در شعاری‌ترین وجه‌اش می‌شناخت، تکلیف خود را در برابر شعر سیمین نمی‌دانست و این بلاتکلیفی به‌تردید و گاه طرد شعر سیمین می‌انجامید، غافل از این‌که شعر او در همین دوره و با همان شکل غزل سرشار از مفاهیم اجتماعی است و حساسیت او نسبت به‌مسائل روز در سطر سطر شعرش موج می‌زند.

'آینه تمام نمای جهالت'

انقلاب ۵۷ و قبضه شدن قدرت در دست مذهبیون و به روی کار آمدن رژیم اسلامی، و ‌ارزش‌های سنتی و مذهبی در قالب قوانین شرع، اشکال جدیدی از روابط فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را به‌وجود می‌آورد. ادبیات و به‌ویژه شعر که در دوره انقلاب از بند سانسور رها شده بود و برای یافتن زبان و بیانی غیر‌ممیزی شده دست به‌تجربه می‌زد، در برخورد با حوادث جدید، سرگشته و بلاتکلیف می‌ماند.

در چنین حال و هوایی ششمین دفتر شعر سیمین، "خطی زسرعت و از آتش" حاوی اشعار سال‌های ۵۲ تا‌۶۰، سه‌سال پس از انقلاب و هفتمین دفتر شعر او "دشت ارژن"، در سال ۶۲‌منتشر می‌شوند.

"خطی زسرعت و از آتش" شامل دو دفتر است. دفتر اول تا جمعه سیاه و دفتر دوم از جمعه سیاه. دفتر اول ادامه "رستاخیز" است با این تفاوت که سیمین با زبانی صریح‌تر و در عین‌حال منسجم‌تر رو به‌مسائل بیرون از خود دارد.

محتوای جدید، سیمین را به‌ابداع یا به‌قول خودش کشف اوزان جدیدی می‌کشاند که پیش از او یا در شعر فارسی به‌کار نرفته‌اند یا به‌ندرت برخی از شاعران کلاسیک از آن استفاده کرده‌اند. هرچه در این دفتر به‌سال‌های انقلاب نزدیک‌تر می‌شویم، شعر سیمین، بُراّتر، صریح‌تر و حتی گاه عصبی می‌شود. او بی‌پروای خود در متن زمانه افتاده است.





نقل قول:
"تغییراتی که در جامعه به‌وجود آمده است شاعر را به‌تأمل می‌کشاند. او تجربه سال‌های گذشته را فراموش نکرده است. سیمین سرسپردگی و بی‌اختیاری سیاست‌های وابسته‌ای را که کوشش‌های نسلی را ندیده گرفت، به‌یاد دارد و به‌صراحت زبان می گشاید"





تغییراتی که در جامعه به‌وجود آمده است شاعر را به‌تأمل می‌کشاند. او تجربه سال‌های گذشته را فراموش نکرده است. او سرسپردگی و بی‌اختیاری سیاست‌های وابسته‌ای را که کوشش‌های نسلی را ندیده گرفت، به‌یاد دارد و به‌صراحت زبان می گشاید.

کشتار جمعه سیاه، سیمین را که "چون نسیم بهشت بر‌هر‌کجا که می‌گذشت، به‌مهربانی دستی دری به‌رویش گشوده می‌شد" به‌فریاد می‌کشاند. دفتر دوم "از جمعه سیاه" سراسر به‌مسائل حاد سیاسی و اجتماعیِ آن دوره اختصاص دارد. حوادث بیرون چنان او را به‌درد می‌کشاند که شاعر را که از "کلاله مهر" بود و "جنگ و کینه" نمی‌دانست وامی‌دارد تا به‌مردم خود خطاب کند: سازش مپسندید با هیچ بهانه / کز خون شهیدان رودی است روانه / از‌ریشه ببرید‌آن‌دست‌که‌در باغ / می‌کَنْد شکوفه می‌سوخت جوانه

رخداد دلهره‌آور جنگ ایران و عراق حادثه جدیدی در اوضاع آن دوره است و مردمی که هنوز دشمن داخلی را پیش رو‌دارند به‌مصاف با دشمن خارجی می‌کشاند.

شعر سیمین در دوران جنگ آینه تمام نمای جهالت قدرتمندان و رنج و درد محرومان است. و ‌سرانجام شعر "خطی زسرعت و از آتش" که از شاهکارهای ادبیات معاصر فارسی است، برگذشته از همه شور و شعارهای آنی، تصویر کاملی از انسان معاصر در متن عصری خاموش از حیرت و تحسر را نشان می دهد.

سمبلی از اعتراض

شعر سیمین بهبهانی در "دشت ارژن" اگرچه یکسره شهادتی است بر‌ لحظه لحظه حوادث سیاسی و اجتماعی ایران و در اکثر اشعارش، بار همان لغاتی را می‌بینیم که در ادبیات آن دوره دیده می‌شود، اما به‌دلیل قدرت تخیل و حضور تعابیر و تصاویر جدید، احساس و عاطفه‌ای گرم و دلپذیر، هیچ‌یک از اشعار او نه‌تنها حالتی شعاری ندارند که از عمق روح و جان شاعر مایه گرفته و با‌اتکاء بر‌زمینه‌ای عینی به‌کلام در‌می‌آیند.

نبض شعر سیمین با تپش‌های قلب جامعه‌ای می‌زند که اسیر و در‌بند است. رنج زیستن در چنین موقعیتی از ذهن و ضمیر زنی آگاه و فرهیخته می‌گذرد که عشق و مهر را به‌ودیعه می‌گذارد. زنی زمینی، مادر وطن.

شعر سیمین در تمام این دوران لحظه‌ای از فردیت او جدا نمی‌شود. خواننده، مسائل سیاسی و اجتماعی را از دریچه نگاه و برداشت شاعر مرور می‌کند. شعر او گرچه تاریخ نسل معاصر است اما دست زنی مهرورز، مادری آگاه و یک‌دل و انسانی خلاق، آن را رقم زده است.

بخش اول کتاب "دشت ارژن" شامل شانزده شعر به‌نام کولی‌واره است. هرچند به‌گفته سیمین، کولی‌واره‌ها "واسطه‌ای برای پیوند خود و آن "من" سالیان پیش است" اما در مجموع تصویری از همه زنان ایرانی است.





نقل قول:
"شعر سیمین در دوران جنگ آینه تمام نمای جهالت قدرتمندان و رنج و درد محرومان است. و ‌سرانجام شعر "خطی زسرعت و از آتش" که از شاهکارهای ادبیات معاصر فارسی است، برگذشته از همه شور و شعارهای آنی، تصویر کاملی از انسان معاصر در متن عصری خاموش از حیرت و تحسر را نشان می دهد"





زنانی سخت‌کوش که در جامعه‌ای مردسالار، جامعه‌ای که همواره کوشیده تا ابتدا زن را در جنسیتش بشناسد، اغوا‌گرش بخواند و سپس سرکوبش کند، گرفتار آمده است. کولی‌واره‌های سیمین سندی از روزگار ماست. سندی که از عمق سنّت‌های ما بیرون می‌آید و در شعر سیمین خود را آشکار و رسوا می‌کند.

هرچند سیمین در وزن شعر کلاسیک دست به‌نوآوری می‌زند، اما شعر او به‌لحاظ صوری، همچنان ریشه در شعر کلاسیک ایران دارد. به‌نظر‌ من نوآوریِ واقعی سیمین، تحولی است که در نگاه، دریافت و‌ تجربه و‌همراه آن زبان و بیان شعریِ او رخ داده است.

شاید تغییر محتوای شعرش در ذات خود، ضرورت تغییر اوزان متداول غزل را طلب می‌کرد و شاعر را وامی‌داشت تا به‌اختراع یا کشف اوزان جدید دست بزند.

به هر روی مضمون و محتوای شعر سیمین به گونه ای عرضه می شود که دیگر وزن و قافیه اموری عَرَضی بر‌شعر او‌ نیستند. جوهر شعر آن‌چنان در کار او قوی است که نه‌وزن به‌گوش می‌آید و نه‌قافیه به‌چشم.

سیمین بهبهانی خودش و شعرش بصورت سمبلی از اعتراض، مقاومت، سازش ناپذیری و عشق درآمده است.

* مجید نفیسی ، شاملو و سیمین بهبهانی را شاعران ملی معاصر خوانده است.

**لقبی است که علی‌محمد حق‌شناس، به سیمین داده بود.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

سیمین بهبهانی
سیمین خلیلی معروف به سیمین بـِهْبَهانی (زادهٔ ۲۸ تیر ۱۳۰۶ تهران - درگذشته ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ تهران) نویسنده و غزل‌سرای معاصر ایرانی و از بنیان‌گذاران کانون نویسندگان ایران بود. سیمین بهبهانی در طول زندگی‌اش بیش از ۶۰۰ غزل‌ سرود که در ۲۰ کتاب منتشر شده‌اند.شعرهای سیمین بهبهانی موضوعاتی هم‌چون عشق به وطن، زلزله، انقلاب، جنگ، فقر، تن‌فروشی، آزادی بیان و حقوق برابر برای زنان را در بر می‌گیرند. او به خاطر سرودن غزل فارسی در وزن‌های بی‌سابقه به «نیمای غزل» معروف است.
نام اصلی
سیمین خلیلی
زمینهٔ کاری
غزل‌سرا
زادروز
۲۸ تیر ۱۳۰۶
تهران
پدر و مادر
عباس خلیلی
فخرعظمی ارغون
مرگ
۲۸ مرداد ۱۳۹۳ (۸۷ سال)
ملیت
 ایران
محل زندگی
تهران
جایگاه خاکسپاری
گورستان بهشت زهرا
لقب
«بانوی غزل»
«نیمای غزل»
«شاعر ملی»
«شیرزن ایران»
بنیانگذار
از موسسان کانون نویسندگان ایران.
پیشه
نویسنده و شاعر
سال‌های نویسندگی
١٣١٨ تا ١٣٩٣
همسر(ها)
حسن بهبهانی
منوچهر کوشیار
فرزندان
علی

حسین
امید (دختر)
دلیل سرشناسی
شاعر، غزل‌سرا و فعال حقوق بشر و جنبش زنان.
اثرپذیرفته از
نیما یوشیج
زندگی شخصی سیمین بهبهانی

سیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی در بیست و هشتم تیر ۱۳۰۶ خورشیدی برابر با ۲۰ ژوئیه ۱۹۲۷ میلادی در تهران به دنیا آمده بود. وی فرزند عباس خلیلی(شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) بود. حاج میرزا حسین حاج میرزاخلیل مشهور به میرزا حسین خلیلی تهرانی که از رهبران مشروطه بود، عموی پدر او و علامه ملاعلی رازی خلیلی تهرانی پدربزرگ اوست. پدرش عباس خلیلی (۱۲۷۲ نجف - ۱۳۵۰ تهران) به دو زبان فارسی و عربی شعر می‌گفت و حدود ۱۱۰۰ بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را به عربی ترجمه کرده بود و در ضمن رمان‌های متعددی را هم به رشته تحریر درآورد که همگی به چاپ رسیدند.
مادر او فخرعظما ارغون (۱۳۱۶ ه. ق - ۱۳۴۵ ه. ش) دختر مرتضی قلی ارغون (مکرم السلطان خلعتبری) از بطن قمر خانم عظمت السلطنه (فرزند میرزا محمد خان امیرتومان و نبیره امیر هدایت الله خان فومنی) بود. فخر عظما ارغون فارسی و عربی و فقه و اصول را در مکتبخانه خصوصی خواند و با متون نظم و نثر آشنایی کامل داشت و زبان فرانسه را نیز زیر نظر یک مربی سوئیسی آموخت. او همچنین از زنان پیشرو و از شاعران موفق زمان خود بود و در انجمن نسوان وطن‌خواه عضویت داشت و مدتی هم سردبیر روزنامه آینده ایران بود. او همچنین عضو کانون بانوان و حزب دموکرات بود و به عنوان معلم زبان فرانسه در آموزش و پرورش خدمت می‌کرد.
دیدن لینک ها برای شما امکان پذیر نیست. لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید.

نشسته از چپ (ردیف اول): سیمین بهبهانی، مهدی اخوان ثالث، ابوالحسن نجفی، محمدعلی سپانلو و شهرزاد سپانلو؛ ایستاده: اسماعیل نوری اعلا؛ نشسته از چپ (ردیف دوم): نعمت آزرم، حسن پستا، محمود مشرف آزاد تهرانی، ۱۳۵۹
پدر و مادر سیمین که در سال ۱۳۰۳ ازدواج کرده بودند، در سال ۱۳۰۹ از هم جدا شدند و مادرش با عادل خلعتبری (مدیر روزنامه آینده ایران) ازدواج کرد و صاحب سه فرزند دیگر شد.
سیمین بهبهانی در سال ۱۳۲۵ با حسن بهبهانی ازدواج کرد و به نام خانوادگی همسر خود شناخته شد و از سال ۱۳۳۰ به عنوان آموزگار آغاز به کار کرد. او در سال ۱۳۳۷ وارد دانشکده حقوق شد، حال آنکه در رشته ادبیات نیز قبول شده بود. در سال ۱۳۴۹ از حسن بهبهانی جدا شد و در همان سال با منوچهر کوشیار که در دوران دانشجویی با او آشنا شده‌بود، ازدواج کرد.
زندگی حرفه‌ای سیمین بهبهانی

او سال‌ها در آموزش و پرورش با سمت دبیری کار کرد. سیمین بهبهانی سی سال-از سال ۱۳۳۰ تا سال ۱۳۶۰- تنها به تدریس اشتغال داشت و شغلی مرتبط با رشتهٔ حقوق را قبول نکرد.
در ۱۳۴۸ به عضویت شورای شعر و موسیقی در آمد. سیمین بهبهانی، هوشنگ ابتهاج، نادر نادرپور، یدالله رویایی، بیژن جلالی و فریدون مشیری این شورا را اداره می‌کردند. در سال ۱۳۵۷ عضویت در کانون نویسندگان ایران را پذیرفت.
سیمین بهبهانی پیش از انقلاب برای رادیو ترانه هم می‌سرود و خوانندگانی چون شجریان، الهه، گلپایگانی، داریوش، ایرج، عارف، سپیده، کورس سرهنگ زاده، رامش، عهدیه، سیما بینا، پوران، دلکش و مرضیه... سروده‌های وی را خوانده‌اند. سیمین بهبهانی مدتی هم عضو شورای موسیقی رادیو و تلویزیون ملی ایران بود.
در ۱۳۷۸ سازمان جهانی حقوق بشر در برلین مدال کارل فون اوسی یتسکی را به سیمین بهبهانی اهدا کرد. در همین سال نیز جایزه لیلیان هیلمن / داشیل هامت را سازمان دیدبان حقوق بشر به وی اعطا کرد.
در هفتم شهریور سال ۱۳۹۲ (۲۹ اوت ۲۰۱۳) جایزه یانوش پانونیوش (Janus Pannonius) از سوی انجمن قلم مجارستان، در شهر پچ کشور مجارستان با حضور سیمین به وی اهدا شد. این جایزه شامل تندیس و پنجاه هزار پوند بود.در این مراسم، فرزانه میلانی مترجم آثار سیمین به زبان انگلیسی نیز حضور یافت.
سیمین شعر معروف «دوباره می‌سازمت وطن» را در سال ۱۳۵۹ سرود. این ترانه توسط داریوش اقبالی خواننده ایرانی اجرا شد.
باراک اوباما رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا در پیامی تلویزیونی به ایرانیان به مناسبت فرارسیدن نوروز ۱۳۹۰، ترجمه‌ای انگلیسی از غزل دوباره می‌سازمت وطن سیمین بهبهانی را خواند.
فعالیت‌های اجتماعی
سیمین بهبهانی در سال ۱۳۶۷ و در بحبوحه قتل‌عام زندانیان سیاسی شعری سرود تحت عنوان ای مادران.
سیمین بهبهانی در تجمع اعتراضی جنبش زنان ایران در پارک دانشجو مورد حمله ماموران نیروی انتظامی قرار گرفت. وی از ماموری که او را مورد ضرب‌وشتم قرار داده‌بود، به قوه قضائیه شکایت کرد اما در نهایت به گفته نسرین ستوده، وکیل سیمین بهبهانی «پرونده بسته شد».
سیمین بهبهانی در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۸۷، در اعتراض به «لایحه حمایت از خانواده» به‌همراه جمعی از فعالان حقوق زنان در مجلس شورای اسلامی حضور یافت و خطاب به نماینده‌ای گفت: «آقا جان من به شما رای ندادم، چون اصلا مجلس شما را قبول ندارم، اما آمده‌ام این‌جا به شما بگویم که به مردمی که به‌تان رای داده‌اند، خیانت نکنید و اجازه ندهید مجلس لایحه‌ای را تصویب کند که به ضد زنان ایران است».
«نه مرده‌ای، نه می‌میری
همیشه زنده می‌مانی، حیات جاودان داری
ندای خلق ایرانی.»

سیمین بهبهانی در وصف ندا آقاسلطان.
بهبهانی، در روز ۱۷ اسفند ۱۳۸۸، هنگامی که قرار بود برای انجام معالجات پزشکی و سخنرانی در روز جهانی زن به پاریس برود، با ممانعت ماموران امنیتی روبرو شد. ماموران با توقیف گذرنامه‌اش در فرودگاه، به او اعلام کردند که «ممنوع‌الخروج است».
وی تا هنگام مرگ ریاست افتخاری هیئت امنای کتابخانه صدیقه دولت‌آبادی را برعهده داشت.
بیماری و درگذشت سیمین بهبهانی

سیمین بهبهانی که به علت مشکلات تنفسی و قلبی در بیمارستان پارس تهران بستری بود وی از پانزدهم مرداد در کما به سر می‌برد و سرانجام ساعت یک بامداد روز سه شنبه، ۲۸ امرداد ۱۳۹۳ خورشیدی برابر با ۱۹ اوت ۲۰۱۴ میلادی، در سن ۸۷ سالگی درگذشت.پیکر او با حضور مردم و ادیبان و هنرمندان از مقابل تالار وحدت تشییع شد و در بهشت زهرا در مقبره خانوادگی و کنار پدرش به خاک سپرده شد.

تشییع و خاک‌سپاری
صبح جمعه ٣١ مرداد ١٣٩٣ در مراسم تشییع و خاکسپاری سیمین بهبهانی جمعیت بزرگی از دوستداران و طرفدارانش به تالار وحدت آمده بودند. در این مراسم شخصیت های شناخته شده ای همچون محمود دولت آبادی، جواد مجابی، محمد رضا شجریان، شهرام ناظری، همایون شجریان، صدیق تعریف، ابوالحسن تهامی‌نژاد (دوبلور و داماد سیمین بهبهانی) و علی بهبهانی پشت تریبن رفتند و درباره او سخنانی گفتند. شهرام ناظری غزل «دوباره می سازمت وطن» و همایون شجریان غزل «رفت آن سوار کولی» سیمین بهبهانی را به آواز خواندند. در این مراسم حاضران بارها سرودهای «مرغ سحر» «مرا ببوس» را با هم خواندند و در برخی مواقع با صدای دست، شعار «سیمین بهبهانی در دل ما می مانی» و «سیمین بهبهانی هویت ایرانی» را سر دادند.
تحریم مراسم توسط برخی اعضای کانون نویسندگان
به ادعای داماد خانم بهبهانی، او در وصیتش گفته بود مرا یا در امامزاده طاهر کنار شوهر و نوه‌ام و یا در آرامگاه خانوادگی‌ کنار گور پدرم در بهشت زهرا به خاک بسپرید و فرزندانش گزینه دوم را انتخاب کردند.
اما بنا بر ادعای فریبرز رئیس‌دانا پس از مرگ سیمین بهبهانی در بامداد روز سه شنبه، فرزندان او برای انجام وصیتش که دفن شدن در کنار همسر و نوه اش در گورستان امامزاده طاهر بود تلاش فراوان کردند. اما اجازه دفن سیمین بهبهانی در این مکان که برخی اعضای کانون نویسندگان ایران همچون محمد مختاری و احمد شاملو نیز در آن آرمیده بودند به وسیله شهرداری کرج و دولت داده نشد. تلاش ها برای اجرای وصیت سیمین بهبهانی باعث شد تا پیکر او سه روز در بیمارستان بماند و روز جمعه ٣١ مرداد ١٣٩٣ از مقابل تالار وحدت تشییع و در بهشت زهرای تهران دفن شود در حالی که پسر او قبلا به خبرگزاری ها گفته بود سیمین بهبهانی از مقابل درب خانه اش تشییع خواهد شد.
با یادداشتی که فریبرز رئیس دانا با ادعای انعکاس نظر کانون نویسندگان ایران در صفحه فیسبوک خود منتشر کرد، اعضای کانون مراسم تشییع سیمین بهبهانی را تحریم کردند. خبر تشییع پیکر سیمین بهبهانی از تالار وحدت باعث شد که تعدادی از شاعران سرشناس عضو کانون نویسندگان همچون سید علی صالحی و محمد علی سپانلو در مراسم تشییع و خاکسپاری شرکت نکنند. رئیس دانا در جایی از نوشته خود مدعی شده بود:«سخنرانان در مراسم تشییع سیمین بهبهانی تعیین شده‌اند و از کانون نویسندگان کسی اجازه سخنرانی در این مراسم را ندارد.» او همچنین افزوده بود:«من و تقریباً همه دوستان کانون به انتخاب خودشان با تو از همین جا بدرود می‌گوییم و به احترام نام بلندت که خاتون غزل آزادی و از سرداران کانون نویسندگان ایران بودی در مراسم فردا و هیچیک از مراسم تحمیلی ریاکارانه از این دست شرکت نخواهیم کرد.».
رئیس دانا در مصاحبه بعد خود گفت که در این مورد نظر شخصی خود را گفته و نماینده نظر کانون نبوده است. او افزود که می‌دانم که تصمیم نهایی در این مورد با خانواده محترم ایشان است اما قرار محل تشییع و تدفین بدون مشورت با اعضای کانون گذاشته شده و آگهی گردیده است.
حواشی
پس از نشر خبرهایی در باره حواشی مراسم خاکسپاری سیمین بهبهانی، برخی حاضران در آن مراسم طی روایت هایی نوشتند که در مراسم او «آداب اسلامی رعایت شده است». همچنین حامد داراب شاگرد سیمین بهبهانی در مراسم ختم سیمین بهبهانی که روز یکشنبه ٢ شهریور ١٣٩٣ در مسجد جامع شهرک غرب برگزار شد گفت:«جای تعجب است که چگونه مراسم تدفین و تشییع بانو بهبهانی برای این جمع مهم شده است حال آنکه، قبل از آن وضعیت زیستی و ناراحتی های بانو از برخی محرومیت ها و محدویدت ها، برایشان اهمیت نداشته؟».
خبرگزاری فارس با چاپ یادداشتی از علی‌رضا قزوه نوشت:«عد‌ه‌ای ورشکسته از جنازه و فکر سیمین سوءاستفاده کردند تا انقلاب را تحقیر کنند» او در جایی از این یادداشت آورده بود:«از جنازه سیمین و فکر سیمین سوءاستفاده شد تا عده‌ای ورشکسته انقلاب را تحقیر کنند. نمونه‌اش را هنگام تلقین خواندن بر جنازه سیمین دیدیم. عده‌ای همچنان به جای صلوات و دعا سوت می‌زدند.
حملات شخصی
به گفته شیرین عبادی، روزنامه کیهان تهمت‌های اخلاقی به او می‌زد و سیمین بهبهانی را «ویت‌کنگ کافه‌نشین» لقب داده‌بود.
علیرضا قزوه به بهانه درگذشت سیمین بهبهانی در یادداشتی نوشت: «ای‌کاش این خانم در پیری به جای آن‌که پوست خود را بکشد و جوان کند، کمی هم فکر خود را می‌کشید».
کتاب‌شناسی
  • سه‌تار شکسته (۱۳۳۰/۱۹۵۱)
  • جای پا (۱۳۳۵/۱۹۵۴)
  • چلچراغ (۱۳۳۶/۱۹۵۵)
  • مرمر (۱۳۴۱/۱۹۶۱)
  • رستاخیز (۱۳۵۲/۱۹۷۱)
  • خطی ز سرعت و از آتش (۱۳۶۰/۱۹۸۰)
  • دشت ارژن (۱۳۶۲/۱۹۸۳)
  • گزینه اشعار (۱۳۶۷)
  • درباره هنر و ادبیات (۱۳۶۸)
  • آن مرد، مرد همراهم (۱۳۶۹)
  • کاغذین‌جامه (۱۳۷۱/۱۹۹۲)
  • کولی و نامه و عشق (۱۳۷۳)
  • عاشق‌تر از همیشه بخوان (۱۳۷۳)
  • شاعران امروز فرانسه (۱۳۷۳) [ترجمه فارسی از اثر پیر دوبوادفر، چاپ دوم :۱۳۸۲]
  • با قلب خود چه خریدم؟ (۱۳۷۵/۱۹۹۶)
  • یک دریچه آزادی (۱۳۷۴/۱۹۹۵)
  • مجموعه اشعار (۲۰۰۳)
  • یکی مثلاً این که (۲۰۰۵)
  • با مادرم هم‌راه ـ زندگی‌نامه خود نوشت (۱۳۹۰)
  • شعر زمان ما (۱۳۹۱)
  • مجموعه اشعار سیمین بهبهانی (۱۳۹۱)
هشتاد و پنج سالگی سیمین بهبهانی


علی همدانی:
سیمین بهبهانی را در منزل در تهران ملاقات کردم، سه سال پیش.
وارد که شدم، سیمین خانم گوشه ای نشسته بود و با ماژیک روی کاغذهای بزرگی می نوشت.
متوجه ورود من نشد تا سلام کردم. جواب سلامم، تلخ بود: ببخشید که متوجه حضورت نشدم. من دید مرکزیم را از دست دادم... غالبا دوستان که می آیند خودشان را باید معرفی کنند چون من نمی توانم صورت ها را تشخیص بدهم. بعد اشاره کرد به کاغذهای بزرگی که با خط درشت سیاه روی آن نوشته شده بود و گفت: بیا، نشان به نشان سیاهی قلمم. پیری همین است. حالا درشت هم که بنویسم، خواندنش برایم سخت است.
سیمین خلیلی که به سیمین بهبهانی مشهور شد، ۲۸ تیر ۱۳۰۶ به دنیا آمد... در خانواده ای که والدین شاعر و نویسنده بودند... محیط بار آمدنش هم، آنطور که خودش می گوید محیط شعر بوده. همان سال اول جنگ بین الملل دوم و اشغال ایران به دست قشون متفقین بود که شاعری سیمین گل می کند.

در زمستان سرد آن سال و قحطی که سرانجام جنگ بود، سیمین شعری می گوید خطاب به توده گرسنه و نالان و در نکوهش سرمایه داران وقت.

روزنامه نوبهار شاهزاده قهرمان میرزا ( داماد ملک الشعرای بهار) این غزل چند خطی را چاپ می کند که سیمین اولین قدمش را در غزل سرایی فارسی بگذارد.

جسته گریخته شاعری کردن های نوجوانی، از سال ۱۳۳۲ به بعد می شود کار دایمی سیمین بهبهانی.

با هوشنگ ابتهاج، نادر نادرپور، یدالله رویایی، بیژن جلالی و فریدون مشیری، عضو شورای شعر و موسیقی می شود و در بحبوحه انقلاب عضو کانون روشنفکری نویسندگان ایران.

انقلاب که می شود، شعر و شاعری هم کم کم رنگ عوض می کند. خط مشخصی کشیده شد بین آنهایی که برای انقلاب شعر می گفتند یا نمی گفتند.

فرهنگ انقلابی عاشقانه ها را هم در مدح انقلاب می خواست. وضع سیمین هم عوض شد. آنطور که خود سیمین بهبهانی می گوید او در این غایله طرف مردم را گرفت و همین حکومت را خوش نیامده.

آنچه که اینجا می شنوید، گزیده ایست از گفتگوی چند ساعته سیمین بهبهانی با من درباره زندگی و کارش. سیمین در این گفتگو چند شعر خود را نیز بازخوانی می کند